تعریف ریسک در حسابرسی

ناگفته هایی از حسابرسی مبتنی بر ریسک

مقدمه حسابرسی مبتنی بر ریسک

رویکرد اکثر شرکت های حسابرسی و حسابداری در سال های اخیر حسابرسی مبتنی بر ریسک بوده است. از این رو به جزئیات بیشتری از حسابرسی مبتنی بر ریسک می پردازیم.

این رویکرد از جهت آن در دنیا در اکثر شرکت های مختلف مورد استفاده قرار گرفته است که بتوان با فساد های مالی مقابله کرد. حسابرسی ریسک این توانایی را به حسابدار می دهد که راندمان کار خود را بالا ببرد. حسابدار با دید وسیع نسبت به ریسک هایی که از لحاظ مالی شرکت را احاطه کرده اند بر محدودیت ها می تواند غلبه کند.

حسابرسی مبتنی بر ریسک چیست؟

برنامه هدفمند حسابرسی مبتنی بر ریسک باعث آن می شود که بتوان راهکار هایی را برای کاهش دادن ریسک به صورت دقیق تر، سریع تر و واضح تر در نظر گرفت. در اغلب کشور های پیشرفته دنیا مدیران امور حسابرسی سعی بر این دارند که از روش های حسابرسی استفاده کنند که اعمالشان اثر بخش و کارا باشد. روش حسابرسی ریسک نیز با این هدف ایجاد شد که این کارایی و اثر بخشی را برای ما ایجاد نماید.

از گذشته تاکنون حسابرسان در تلاش بوده اند که با انجام کار های مختلف ریسک های کار خود را کاهش دهند. اما از سویی توسعه روزانه شرکت ها و بیشتر شدن عملیات حسابرسی این کار را برای حسابرسان با چالش هایی مواجه کرده است. از سوی دیگر با پیشرفت فناوری ها و دستگاه های آماری متنوع، شرایطی برای حسابرسان فراهم شده است که بتوانند با استفاده از علومی همچون ریاضی و آمار ریسک حسابرسی را کاهش دهند.

در شیوه حسابرسی ریسک، حسابرس پس از آشنایی اولیه با سیستم های حسابداری و کنترل های داخلی همچون ثبت سیستم با استفاده از شرح نوشته و پرسشنامه کنترل داخلی، خطرات احتمالی را پیش بینی می کند.

عوامل موثر بر حسابرسی

به طور کل شش عامل موثر در حسابرسی مبتنی بر ریسک وجود دارد که در زیر به آن ها اشاره می کنیم:

  1. تجربه حسابرس داخلی
  2. حجم فعالیت حسابرسی داخلی
  3. سیستم کنترل داخلی
  4. سیستم مدیریت ریسک
  5. حائز شرایط بودن کمیته حسابرسی
  6. بازنگری موضوعات کمیته حسابرسی

در رابطه با عوامل موثر بر احتمال خطر در حسابرسی نیز می توان از عواملی همچون یکتایی مدیریت و تصمیمات او نسبت به امور مالی و مدیریت عملیاتی، رفتار مناسب مدیریت با گزارشگران مالی، تغییر کمتر مدیریت و کاهش تغییرات منفی در این رشته فعالیت یاد کرد.

اهمیت و ریسک حسابرسی

در رابطه با معنا و مفهوم اهمیت، اجتماع های حرفه ای در سطح جهان تعریف هایی را از خود ارائه داده اند و به بررسی رابطه بین واژه اهمیت و ریسک حسابرسی پرداخته اند. با توجه به اهمیت این ارتباط در شیوه حسابرسی مبتنی بر ریسک، به تفسیر تیتر اهمیت و ریسک حسابرسی می پردازیم.

در ارتباط با واژه اهمیت توصیه هایی در سرتاسر دنیا داده شده است که بیشتر این توصیه ها از سوی اجتماع های حرفه ای بوده است. در زیر به برخی از این توصیه ها می پردازیم:

  • در انجام امور مربوط به برنامه ریزی و حسابداری باید انتظار ها در جهت کشف تحریف ها برآورده شوند.
  • حسابرس باید با دقت در زمینه ارزیابی کیفی و ماهیتی یک موضوع کار خود را انجام دهد که اشتباهات کوچک مالی تاثیر منفی بزرگ را بر جای نگذارد.
  • یک حسابرس باید در تعیین زمان آزمون های مربوط به کار خود اهمیت به خرج دهد.
  • یک فرد حسابرس می بایست در تعیین ماهیت آزمون های حسابرسی اهمیت به خرج دهد.

یکی از اهدافی که در حوضه حسابرسی مورد توجه قرار می گیرد این است که حسابرس به عنوان فردی کاملا منطقی رسیدگی به حساب ها را انجام می دهد و با استفاده از قوه قضاوت خود اهمیت موضوعات را تعیین می کند. بنابراین قضاوت هایی که از سوی حسابرس در مورد واژه اهمیت انجام می شود جزئی از قضاوت های منصفانه صورت وضعیت های مالی می باشند.

تفاوت های حسابرسی مبتنی بر ریسک با حسابرسی سنتی

اگر به صورت کلی بخواهیم بنگریم باید گفت که حسابرسی سنتی بیشتر بر ریسک های حسابرسی توجه دارد. در برنامه ریزی های حسابرسی، فرد حسابرس باید نگران کنترل های داخلی و نحوه عمل به آن ها باشد. از سوی دیگر حسابرس باید بتواند در شیوه های حسابرسی تحریف های بوجود آمده را کشف کند و نگران ریسک های باطنی پروژه باشد.

حسابرسی مبتنی بر ریسک در این فرآیند قدم بلندتری بر می دارد و نه تنها بر ریسک های حسابرسی متمرکز می شود بلکه بر ریسک های تجاری و اقتصادی مشتریان نیز توجه می کند. این پیشروی را می توان به طریقی کلید حیات شرکت در نظر گرفت، چراکه این پیشروی می تواند به صورت مستقیم بر سود دهی آن شرکت تاثیر بگذارد.

اما شاید بتوان تفاوت های اصلی حسابرسی ریسک و حسابرسی سنتی را اینگونه بیان کرد که در حسابرسی سنتی همانند یک بازی شطرنج بازیکنان در دو سوی میز می نشینند و ارزیابی صورت وضعیت های مالی شرکت را انجام می دهند. از این رو هر کدام از بازیکنان تجارت مشتری را مد نظر خود قرار می دهند. در حسابرسی ریسک هر دو حسابرس و مشتری در یک طرف از بازی شطرنج قرار می گیرند و از منظری نیز دوست و شریک یکدیگر می شوند، زیرا هر دو دارای دیدگاهی یکسان هستند.

در این میان حسابرسی سنتی دارای مجدودیت هایی نیز می باشد. از آنجا که در این نوع حسابرسی تمرکز اصلی بر اثبات رقم های درج شده در صورت وضعیت های مالی است، کنترل های داخلی به منظور حسابرسی ارزیابی نمی شوند.

مراحل حسابرسی با نگرش مبتنی بر ریسک

  1. برنامه ریزی حسابرسی
  2. اجرا آزمون های کنترل و برآورد خط کنترل (CR)
  3. برآورد خطر عدم کشف (DR)
  4. طراحی، اجرا و ارزیابی نتیجه های آزمون محتوا
  5. بررسی تکمیلی و صدور گزارش حسابرس مستقل

 

نتیجه گیری

در این مقاله سعی شد که با تمام ابعاد حسابرسی مبتنی بر ریسک آشنا بشویم. در ابتدا با معنای این اصطلاح و عوامل موثر بر آن آشنا شدیم. سپس اهمیت و ریسک حسابرسی را مورد بررسی قرار دادیم و در انتها گذری بر تفاوت های حسابرسی ریسک با حسابرسی سنتی نیز کردیم.

حسابرسی مبتنی بر ریسک روشی است که به تغییرات انجام شده در اندازه موسسات تجاری و نیازمندی موسسات حسابرسی پاسخی مناسب می دهد. این روش با تمرکز کردن بر محدوده هایی پر ریسک، موجب افزایش تاثیر و حذف شدن آزمون های بی اهمیت می شود. این روش حسابرسی قوانینی وضع می کند که به موجب آن فرد حسابرس قضاوتی سیستماتیک و دارای قالب مشخص را انجام می دهد.

 

 

حسابرسی بخش سوم

بررسی اظهارنظر غیرقانونی بازرس و حسابرس نسبت به اطلاعات مالی ارائه‌شده (بخش پایانی سوم)

بررسی اظهارنظر غیرقانونی بازرس و حسابرس نسبت به اطلاعات مالی ارائه‌شده

بارزس و بررسی اظهارنظر غیرقانونی بازرس و حسابرس نسبت به اطلاعات مالی ارائه‌شده: مقاله ای شرکت تخصصی مفید. این مقاله بخش آخر این سری مقالات مربوط به اظهار نظر غیر قانونی در حوزه حسابرسی داخلی است.

۲-۱٫ سوءنیت عام و خاص

در جرایم عمدی که جرم موضوع این مقاله نیز یکی از انواع آن محسوب می­شود، علم و آگاهی حسابرس و بازرس شرکت نسبت به خلاف قانون بودن عملیات خود، شرط ضروری تحقق جرم و مجازات مرتکب است (میرزایی منفرد، ۱۳۹۱: ۲۳۲)؛ بنابراین هرگاه حسابرس شرکت بدون علم و آگاهی از استانداردهای حسابداری جدید که شیوه حسابرسی در آن تغییر کرده است، نسبت به‌صورت­های مالی اظهارنظر نماید، نمی­توان وی را مجرم نامید، زیرا نسبت به استانداردهای جدید علم و آگاهی نداشته است. البته این درصورتی است که قرائن و امارات موجود عدم آگاهی و عدم علم حسابرس را تأیید نماید والا بار اثبات عدم آگاهی بر عهده‌ی وی است که در این موارد نیز اقدام به اظهارنظر یا تصدیق، اماره بر وجود علم و آگاهی حسابرس نسبت به تغییرات جدید استانداردهاست و اثبات عدم آگاهی بر عهده وی است.

همچنین برای ارتکاب جرم، اراده­ی مجرم در ارتکاب فعل مجرمانه شرط است. به تعبیر صحیح­تر هیچ جرمی محقق نمی­شود مگر این­که مرتکب نوعی عزم و اراده در ارتکاب آن جرم داشته باشد. داشتن سوءنیت یعنی عزم ارتکاب فعلی که قانون‌گذار آن را منع کرده است نیز همیشه به‌تنهایی کافی نیست. گاه قانون‌گذار وجود جرم را منوط به داشتن قصد مشخص و صریحی کرده که فاعل برای تحقق آن کوشیده است. برای مثال در جرم قتل، صرف قصد ایذاء و آزار عمدی و ضربه زدن به مجنی­علیه کفایت نمی­کند،

بلکه فاعل باید در تحصیل نتیجه خلاف قانون یعنی کشتن او نیز عامد باشد یا در کلاهبرداری صرف ایجاد مانور متقلبانه کافی نیست و کلاهبردار باید قصد بردن مال را نیز داشته باشد و درصورتی‌که فرضاً به‌قصد به دام انداختن رقیب خود در معاملات موهوم مانور متقلبانه انجام دهد، کلاهبردار شناخته نمی­شود. البته واضح است که در لِسان حقوقدانان سوءنیت خاص یا همان قصد نتیجه در صورتی به‌عنوان قصد ضروری وقوع جرم محسوب می­گردد که در قانون نسبت به وجود آن تصریح‌شده باشد.

در جرم موضوع بحث به دلیل این‌که در قانون به‌قصد یا سوءنیت خاصی در وقوع جرم اشاره نشده است، سوءنیت عام یا همان قصد فعل برای کامل شدن عنصر روانی جرم کافی است. ازاین‌رو به‌محض این­که حسابرس و بازرس شرکت با علم به خلاف قانون بودن اظهارنظر خود و عزم در تخلف، مقررات قانونی در خصوص صورت­های مالی را رعایت نکند، به مجازات صدر ماده محکوم می­شود؛

یعنی نیازی به وجود قصد نتیجه مثل قصد ضرر و زیان به سهامداران یا شرکت یا بورس و… وجود ندارد. البته در این‌گونه جرایم، ارتکاب فعل مجرمانه، اماره بر وجود سوءنیت عام یا همان قصد فعل است و اثبات عدم وجود قصد مجرمانه بر عهده مجرم است؛ زیرا قرائن و امارات موجود دلالت بر وجود سوءنیت دارد و ظاهر بر علم و آگاهی و عزم مرتکب در ارتکاب عمل خلاف قانون است.

۲-۲٫ انگیزه مرتکبین جرم

عنصر روانی هر جرمی معمولاً باانگیزه و داعی شروع می­شود و انگیزه­ای که مجرم را وادار به ارتکاب جرم می­کند، اساساً تأثیری در مسئولیت کیفری ندارد و به‌رغم مخالفت­هایی که با این ادعا وجود دارد غالب حقوقدانان آن را از مسلمات حقوق جزا می­دانند . تفاوت انگیزه با نیت (عنصر روانی) آن است که نیت عبارت است از قصد بلاواسطه از ارتکاب عمل مجرمانه (مثل ازهاق روح در قتل) ولی انگیزه هدف مع الواسطه از ارتکاب جرم است (مثل قصد رهانیدن مقتول از درد و رنج یا قصد خالی کردن جیب او).

عموماً انگیزه ارتکاب جرم تأثیری بر مسئولیت کیفری مرتکب ندارد. برای مثال قتل از روی عطوفت یا سرقت و کلاهبرداری از ثروتمندان برای کمک کردن به فقرا (به شیوه رابین‌هود یا عیاران قدیم) تغییری در مسئولیت مجرم ایجاد نمی­کند، لیکن قاضی می­تواند پس از محکوم کردن متهم به ارتکاب جرم، برای تعیین مجازات متناسب، وجود انگیزه شرافتمندانه یا شریرانه در او را در نظر بگیرد (میرمحمد صادقی ۱۳۹۲: ۱۱۲). این موضوع دریکی از آراء دیوان عالی کشور نیز مورد تصریح واقع‌شده است. بر اساس رأی شماره ۴۰۷ مورخ ۳۰/۴/۱۳۷۲ شعبه بیستم دیوان عالی کشور «انگیزه در تحقق قتل عمدی مؤثر نیست و از شرایط آن محسوب نمی‌شود.»

بازرس و بررسی انگیزه مجرمانه:

انگیزه مجرمانه در ارتکاب جرم موضوع بند ۳ ماده ۴۹ قانون بازار و به‌طورکلی در ارتکاب جرایم بورسی متفاوت از ارتکاب جرایم اقتصادی یا سایر جرایم عمومی است. در این‌گونه جرایم مرتکبین معمولاً به دنبال سوءاستفاده کلان مالی از شرکت­های تحت مدیریت خود یا ارگان ذی‌ربط می­باشند و با تخلف از مقررات قانونی راه فراری از مسئولیت‌های قانونی پیداکرده و سوءاستفاده خود را تکمیل می‌نمایند.

مرتکبین جرائم بورسی:

به‌طورکلی مرتکبین جرایم بورسی شخصیتی متفاوت از سایر مجرمین داشته و اکثریت آنان را مجرمین یقه­سفید تشکیل می­دهند. مجرم یقه­سفید به فردی اطلاق می­شود که با سوءاستفاده از موقعیت شغلی و قانونی خود، با ارتکاب اعمال غیر خشن و با ظاهر قانونی منافع غیرقانونی به دست می­آورد. این افراد از پست‌های عمومی خود استفاده کرده و به نفع خود از اموال و امکانات عمومی استفاده می­کنند. اصطلاح «جرم یقه‌سفید» یک اصطلاح جرم­شناسی است که نخستین بار توسط ادوین ساترلن در ۱۹۳۹ به کار رفت. وی این اصطلاح را به‌عنوان «جرم ارتکابی توسط شخصی قابل‌احترام و دارای موقعیت اجتماعی بالا با استفاده از موقعیت شغلی خود» تعریف کرد برخی از مهم‌ترین جرایم یقه­سفیدها عبارت‌اند از کلاهبرداری، فساد مالی مانند ارتشاء، سوء­استفاده از مناقصه­ها و مزایده­های عمومی و تسهیلات عمومی، جرایم استخدامی، جرایم مربوط به نقض حقوق مصرف‌کنندگان، جرایم مربوط به مواد غذایی و دارویی، جرایم زیست‌محیطی، جرایم یارانه­ای، جرایم گمرکی و…

مشخصه اصلی جرایم یقه­سفیدی بیشتر متوجه «مرتکبین» این جرایم است و نه خود «جرایم». به‌عبارت‌دیگر موقعیت بالای اقتصادی و اداری و شغلی مرتکبین این‌گونه جرایم، آن‌ها را از مرتکبین سایر جرایم متفاوت می­سازد. مخفی­کاری از دیگر ویژگی­های اصلی مرتکبین این­گونه جرایم است. بدین معنی که مرتکبین این‌گونه جرایم در غالب پوششی رسمی و قانونی مرتکب جرم می­شوند. مجرمین یقه‌سفید به علت گذراندن نیازهای روزمره مرتکب جرم نمی­شوند، بلکه علت اصلی ارتکاب جرایم توسط آنان زیاده‌خواهی و فزون‌طلبی آنان است. بزه­کاران یقه‌سفید که در مقابل مجرمین یقه­ آبی یا یقه‌چرکین قرارگرفته­ اند ازنظر اجتماعی صاحب نفوذ و اقتدار بالایی هستند و به اعتبار وضع ظاهری آراسته­ای که معمولاً با کت‌وشلوار تیره، پیراهن و کروات هستند،

بازرس و جرائم یقه سفید:

جرایم بورسی نیز با توجه به ویژگی­های جرایم یقه‌سفید­ی من‌جمله پنهان­کاری، هدف زیاده­خواهی و افزون­طلبی از ارتکاب جرم و … از این دسته به شمار می­روند. البته برخی حقوقدانان به‌درستی میان جرایم یقه­سفیدها و جرایم شرکتی تفاوت قائل شده و جرایم مربوط به بازار اوراق بهادار را ازجمله جرایم شرکتی نام‌گذاری نموده­اند (محسنی ۱۳۹۱: ۱۳۱-۱۵۶). به هر صورت چه جرایم موضوع قانون بازار اوراق بهادار را از جرایم شرکتی بدانیم و چه جرایم یقه‌سفیدها (که البته به علت همپوشانی این دو مفهوم، نسبت دادن به هر دو صحیح است) انگیزه ارتکاب آن‌ها یکسان است و در این‌گونه جرایم مرتکب باانگیزه افزون‌خواهی و زیاده‌خواهی دست به ارتکاب جرم زده و به دنبال کسب سود حداکثری است. لازم به ذکر است بررسی انگیزه مرتکبین این جرایم تأثیری در مجازات آن‌ها نداشته و تنها من‌باب شناخت شخصیت آن‌ها و طریقه مقابله با آن‌ها قابل‌توجه است و از دیدگاه جرم شناختی مطمح نظر واقع می­شود.

  1. شیوه نگارش بند ۳ ماده ۴۹

همان‌گونه که در ابتدا ذکر شد بند ۳ ماده ۴۹ قانون بازار اوراق بهادار در مقام جرم­انگاری دو جرم بورسی «تخلف از مقررات قانونی ناظر به تهیه اسناد، مدارک، بیانیه ثبت یا اعلامیه پذیره­نویسی و امثال آن‌ها جهت ارائه به سازمان» و«تخلف از مقررات قانونی ناظر به بررسی و اظهارنظر یا تهیه گزارش مالی، فنی یا اقتصادی یا هرگونه تصدیق مستندات و اطلاعات» است. سؤال مهمی که در این قسمت لازم است به آن پرداخته ­شود این است که آیا شیوه و طریقه نگارش این مقرره قانونی مطابق اصول و شیوه قانون‌نویسی است؟

و اینکه آیا جرم­انگاری دو عنوان مستقل از هم در یک بند ازلحاظ اصول قانون‌نویسی صحیح است یا خیر؟ در پاسخ به سؤالات فوق پس از ذکر مختصری از شیوه صحیح نگارش قانون، به شیوه نگارش بند ۳ ماده ۴۹ قانون بازار و انتقادات وارد بر آن خواهیم پرداخت.

در قانون‌نویسی توجه به دو مطلب عمده ضرورت دارد.

یکی توجه به ساختار ظاهری قانون، مانند مسائل مربوط به طریق انشاء قانون، ویراستاری و … و دیگری توجه به ساختار ماهوی قانون مانند توجه به مفاهیم و اصطلاحات به‌کاربرده شده در ماده و … از مهم‌ترین اصول ظاهری نگارش قانون، توجه به نام‌گذاری و عنوان‌بندی قانون و نیز تخصیص مواد به عناوین قانون است.

از اصول انشایی نگارش قانون می­توان به پرهیز از اصطلاح‌سازی، پرهیز از مثال­های بی­مورد، پرهیز از پیچیده­نویسی، پرهیز از فعل­سازی نادرست، پرهیز از زیاده‌گویی، پرهیز از حذف بدون قرینه، پرهیز از ذکر اصطلاحات و عبارات مبهم، پرهیز از ماده پردازی بی­مورد، رعایت رسم­الخط واحد، توجه به تفاوت­های قانون امری و ماهوی و … اشاره کرد. یکی از دیگر اصول ظاهری نگارش قانون، بحث مربوط به تقسیم‌بندی قانون است.

قانون‌گذار باید به هنگام تقسیم کردن مواد یک قانون به دو نکته مهم باید توجه نماید:

۱) تمام مواد تحت یک عنوان رنگ­وبویی یکسان داشته باشند.

۲) در بین این مواد یکسان و هم­گروه تقدم و تأخر مواد به لحاظ مفهومی و غیره رعایت شود (بیگ زاده آروق ۱۳۸۳: ۳۸).

همچنین از مهم‌ترین اصول مربوط به ساختار ماهوی قانون می­توان به‌صراحت و روشنی قانون، جامع و کامل بودن، هماهنگی با وضع زمانه خود، تأمین منافع همگانی، دارا بودن ضمانت­اجرای مناسب، هماهنگ با نظام حقوقی و رعایت موجزنویسی اشاره کرد؛ بنابراین همان‌طور که ملاحظه می­شود قانون‌نویسی چه به لحاظ اصول ظاهری نگارش و چه به لحاظ اصول فنی و ماهوی آن امری کاملاً تخصصی است و رعایت نکات زیادی در نگارش آن لازم است.

به نظر می‌رسد بند ۳ ماده ۴۹ به لحاظ شیوه و طریقه قانون­نویسی از جهاتی قابل‌ملاحظه است. اولاً به کار بردن اصطلاحات و واژه­های مشابه از مشکلات قانون­نویسی در این قسمت است. عبارات «اسناد»، «مدارک»، «اطلاعات» از اصطلاحات و عبارات مشابه است و قانون‌گذار می­توانست با ذکر عبارتی کلی­تر، همه این اصطلاحات را درون خود جای‌داده و از ذکر واژه­ها و اصطلاحات مشابه خودداری نماید.

البته در مقام توجیه نظر قانون‌گذار می­توان علت این شیوه نگارش را به‌نوعی تعمد قانون‌گذار دانست و هدف از آن را به‌نوعی آینده‌نگری قانون‌گذار نامید، به‌این‌ترتیب که قانون‌گذار با به کار بردن عباراتی کلی درصدد آن بوده تا در صورت وقوع جرمی مشابه در آینده از همین ماده به‌عنوان ضمانت­اجرای کیفری آن استفاده نماید و نیاز به تصویب قانون جدید نباشد که البته این هدف می­توانست با کاربرد یک عبارت کلی نیز تأمین شود.

ثانیاً، جرم­انگاری دو جرم کاملاً متفاوت با شرایط و اوضاع‌واحوال مختلف در قالب یک بند قانونی مخالف اصول و شیوه صحیح قانون‌نویسی است. بند ۳ ماده ۴۹ نیز در مقام بیان دو جرم مختلف بوده، لیکن این دو جرم در یک بند بیان‌شده است. البته ازلحاظ تئوری می­توان وحدت ارگانیک میان دو جرم موضوع بند ۳ ماده ۴۹ را به‌عنوان توجیه منطقی برای این شیوه قانون‌نویسی فرض کرد. همبستگی گروهی به دو بخش مکانیکی و ارگانیکی تقسیم می­شود به‌نظر دورکیم همبستگی مکانیکی در جامعه‌ای رواج دارد که افکار و گرایش‌های مشترک اعضای جامعه ازنظر کمیت و شدت از افکار و گرایش‌های شخصی اعضای آن بیشتر باشند.

این همبستگی‌ تنها می‌تواند به نسبت معکوس رشد فردیت، پرورش یابد. به عبارتی همبستگی مکانیکی درجایی رواج دارد که حداقل تفاوت‌های فردی وجود داشته باشند و اعضای جامعه ازنظر دل‌بستگی به‌خیر همگانی، بسیار شبیه یکدیگر باشند. همبستگی ناشی از همانندی، زمانی به اوج خود می‌رسد، که وجدان فردی یکایک اعضای جامعه منطبق باوجدان جمعی پرورش یابد و از آن نظر با آن‌یکی شود. برعکس، همبستگی ارگانیک نه از همانندی‌های افراد جامعه، بلکه از تفاوت‌هایشان پرورش می‌یابد. این‌گونه همبستگی نتیجه­­ی تقسیم‌کار است (لیوئیس، بی‌تا:۱۹۰). دورکیم، جوامع ابتدایی (بدوی) و اولیه (سنتی) را دارای همبستگی مکانیکی یا ساختگی می‌داند

همبستگی مکانیکی:

به‌عبارتی افراد کلاً یکسانند و هرکس همان است که دیگران هستند. وی جوامع مدرن و جدید (غیرسنتی) را دارای همبستگی ارگانیکی و اندامی می‌‌داند (آرون ۱۳۶۴: ۳۴۹-۳۴۵). یکی از تفاوت‌های بین همبستگی مکانیکی و ارگانیکی در انگیزۀ تعامل است؛ یعنی در همبستگی مکانیکی شباهت و همانندی و در همبستگی ارگانیکی تمایز و ناهمسانی انگیزۀ تعامل هستند. تفاوت دیگر، تغییر در اصول اخلاقی موجود است (استونز ۱۳۷۹: ۸۰-۷۹). به‌طور خلاصه

می‌توان گفت:

همبستگی مکانیکی، همبستگی از راه همانندی است. وقتی این شکل از همبستگی بر جامعه حاکم باشد افراد جامعه چندان باهم تفاوتی ندارند؛ زیرا به ارزش‌های واحدی وابسته‌اند و مفهوم مشترکی از تقدس دارند. ولی در همبستگی ارگانیکی و اندامی، چون افراد در جامعه همانند و یکسان نیستند، بلکه هرکدام در رشتۀ خاصی تخصص دارند که دیگری نمی‌داند و هرکدام نیاز دیگری را برطرف می‌کنند، همین نیازمند بودن همبستگی‌آفرین است.

بر اساس فرض مطروحه در خصوص توجیه بند ۳ ماده ۴۹ قانون بازار، نوعی همبستگی و وحدت ارگانیک میان دو جرم موضوع این ماده است که این ماده را به‌صورت منطقی جلوه می­دهد؛ یعنی این تفاوت اساسی در دو جرم است که باعث وحدت ارگانیک میان این دو جرم شده است، لیکن این توجیه منطقی نیست؛ زیرا نظریه دورکیم که در مقام توجیه وحدت جوامع و تعامل آن‌ها باهم مطرح‌شده است، به‌نوعی نظریه جامعه‌شناختی است و نمی­توان مستقیماً در این بحث مورداستفاده قرار گیرد. به نظر می­رسد اشتباه قانون‌گذار و عدم توجه به تفاوت دو جرم در عناصر متشکله خود، باعث شده تا دو جرم یادشده در یک مقرره قانونی ذکر شود و هیچ توجیه منطقی و علمی در این خصوص وجود نداشته است.

ثالثاً، در نظر گرفتن مجازات یکسان در خصوص دو جرم متفاوت، زمانی صحیح و منطقی است که اثرات نامطلوب و ضرروزیان­های وارده به اجتماع در اثر ارتکاب هر دو جرم یکی باشد، درصورتی‌که این مطلب در خصوص جرایم موضوع بند ۳ ماده ۴۹ قانون بازار اثبات نشده است.

با توجه به مطالب مذکور به نظر می­رسد شیوه قانون­نویسی در خصوص بند ۳ ماده ۴۹ قانون بازار توجیه منطقی و فنی نداشته و قانون‌گذار با شتاب‌زدگی و بدون توجه به عناصر تشکیل‌دهنده این جرایم دست به نگارش این مقرره قانونی زده است.

نتیجه‌گیری

با توجه به مطالب بیان‌شده معلوم شد که بند ۳ ماده ۴۹ قانون بازار اوراق بهادار در مقام بیان دو جرم متفاوت بوده است. به نظر می‌رسد مرتکب اصلی جرم «تخلف از مقررات قانونی ناظر به بررسی و اظهارنظر یا تهیه گزارش مالی، فنی یا اقتصادی یا هرگونه تصدیق مستندات و اطلاعات» بازرس و حسابرس مستقل شرکت است که وظیفه بررسی و اظهارنظر در خصوص صورت‌های مالی و اطلاعات مالی شرکت‌ها یا تهیه گزارش مالی، فنی یا اقتصادی را بر عهده دارد؛ بنابراین مقرره قانونی یادشده به‌عنوان ضمانت­اجرای کیفری تخلف بازرس و حسابرس قانونی شرکت از مقررات قانونی است. شیوه پرداخت حق­الزحمه حسابرس و بازرس قانونی شرکت­ها نیز در این مقاله موردانتقاد قرارگرفته است.

نگارنده معتقد است جهت جلوگیری از فسادهای مذکور در این پژوهش، ایجاد صندوق مشترکی توسط دولت برای واریز میزان مشخصی از طرف ناشران و برداشت هزینه­ها و حق‌الزحمه بازرس و حسابرس شرکت از محل آن صندوق یا تخصیص بودجه مشخصی توسط دولت برای تأمین هزینه فعالیت­های حسابرس و بازرس در شرکت­ها و … به صورتی که ارتباط مستقیم ناشر و حسابرس خصوصاً از جنبه­های مالی از بین برود، راهکار مناسبی در این زمینه است. جرم موضوع این پژوهش در زمره جرایم مطلق بوده که ضرر زدن به دیگری جزء عنصر مادی آن نیست. سود به‌دست‌آمده یا زیان متحمل نشده که در صدر ماده به‌عنوان‌یکی از مجازات‌های مرتکب این جرم ذکرشده است نیز به معنای مقید بودن این جرم نبوده و تنها ناظر به فرضی است که میزان زیان وارده قابل‌تعیین باشد. به‌علاوه علم و آگاهی حسابرس و بازرس نسبت به غیرقانونی بودن اقدامات خود و نیز قصد وی در ارتکاب تخلف یادشده عنصر روانی تشکیل‌دهنده این جرم است و قصد ایجاد نتیجه خاص من‌جمله قصد ضرر زدن به دیگری یا هر قصد متصور دیگری برای کامل شدن این جرم لازم نیست. هرچند انگیزه ارتکاب جرایم به‌طورکلی تأثیری در مجازات مرتکبین ندارد،

لیکن می‌تواند جهات تخفیف یا تشدید مجازات را فراهم نماید. اکثر مرتکبین جرایم بورسی من‌جمله مرتکبین بند ۳ ماده ۴۹ قانون بازار اوراق بهادار باانگیزه زیاده‌خواهی و کسب انتفاع بیشتر و نه از سر نیاز دست به ارتکاب این جرایم زده و به‌طورکلی می‌توان مرتکبین این دست جرایم را در دسته‌بندی مرتکبین «جرایم یقه‌سفید» جای داد. شیوه نگارش این مقرره قانونی نیز چه ازلحاظ اصول ظاهری نگارش و چه ازلحاظ اصول ماهوی نگارش قانون اشکالات جدی دارد و به­کاربردن عبارات مشابه در یک بند قانونی (که در اصل به نظر می‌رسد معنای واحدی از آن منظور نظر قانون‌گذار بوده است)، جرم­انگاری دو جرم کاملاً متفاوت با شرایط و اوضاع‌واحوال مختلف در یک مقرره و نیز در نظر گرفتن مجازات یکسان در خصوص دو جرم متفاوت از اشکالات جدی قانون‌گذار بازار اوراق بهادار در این خصوص است.

بازرس حسابرسی

بازرس مالیاتی

 

این مقاله به شکلی دقیق از روی یک مقاله تخصصی به تحریر درآمده است تا بخش های قانونی آن با همان بار قانونی قابل مطالعه باشند.
اطلاعات مالی

حقوق حسابرسی و کیفیت حسابرسی

(حقوق حسابرسی و کیفیت حسابرسی) مقاله ای از شرکت حسابرسی مفید. ما در نظر داریم در این مقاله در مورد انواع دستمزد های حسابرسی صحبت کرده و در نهایت کیفیت هر کدام را نسبت به حقوقی که فرد دریافت می کند بررسی کنیم.

چکیده ای از مقاله (حقوق حسابرسی و کیفیت حسابرسی) مطالب ذیل:

چکیده این مطالعه رابطه بین حقوق حسابرسی و کیفیت حسابرسی در سطح اداری را بررسی می کند. ما حقوق و دستمزد پرسنل حسابرسی را در رده‌های کاردان، ارشد و مدیر برای ۴ دفتر حسابرسی بزرگ از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۳ با استفاده از داده‌های منحصر به فرد سطح حسابرس فردی که از وزارت کار ایالات متحده به دست آمده است، اندازه‌گیری می‌کنیم.

ما در این تحقیقات متوجه شدیم که دفاتری که حقوق کمتری به حسابرسان خود می پردازند، درصد بیشتری از مشتریان ثابت را به خود اختصاص داده اند. این درحالی است که در تحلیل‌های مرتبط، زمانی که کارکنان حسابرسی حقوق کمتری دریافت می‌کنند، نسبت به سایر خدمات در شرکت‌های حسابداری، سطوح پایین‌تری از کیفیت حسابرسی را هم ایجاد می کنند. این بدان معناست که شرکت های پرداخت کننده دستمزد کم مشتریان بیشتری دارند اما در بخش کیفیت بسیار پایین قرار دارند.

تشویق های حسابرسی

در نتیجه:

ما ارتباط مثبت و معنی‌داری بین حقوق و دستمزد و کیفیت را در این مقاله بررسی می‌کنیم و پیشنهاد می‌کنیم که دفاتر حسابرسی بخشی از هزینه کار بالاتر را به مشتریان خود منتقل کنند ولی در عوض کیفیت حسابرسی خود را ارتقا داده و بر روی سطح کیفی کار خود بیشتر تمرکز کنند.

شواهد مبنی بر آن است که هزینه پایین تر بر کیفیت کار تاثیر منفی می گذارد:

به طور کلی، یافته های ما شواهد اولیه مهمی را در مورد نقش حقوق و دستمزد حسابرسی و ارتباط آن با کیفیت حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی ارائه می کند.

در سال‌های اخیر، حرفه حسابرسی دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است و کار مورد نیاز برای انجام حسابرسی صورت‌های مالی شرکت‌های عمومی به طور قابل‌توجهی افزایش یافته است.

علیرغم افزایش انتظارات و حجم کاری و پیچیدگی های کار در نهایت اما. حقوق اولیه واقعی حسابرسان نسبتاً بدون تغییر باقی مانده است و گزینه های شغلی جایگزین (مانند: مشاوره، مالیات و و غیره) هم در این حوزه عملکرد ضعیفی دارند. با توجه به اینکه پرسنل حسابرسی (مانند همکاران، ارشد و مدیران) نقش مهمی در فرآیند حسابرسی ایفا می‌کنند، مهم است که بدانیم چگونه این حرفه می‌تواند افراد متخصص را به سمت کیفیتی بالاتر تشویق کند.

بسیاری تصور می کنند که شیوه غرامت گیری می تواند این انگیزه را ایجاد کند. ولی داده های پژوهشی نوین این موضوع را به صورت کامل رد می کنند. این داده ها مبنا را بر تشویق کارکنان بخش حسابرسی قرار داده اند و تصور بر آن است که تشویق این قشر به بهبود کیفیت کاری منجر می شود. این تشویق در بیشتر موارد می تواند پرداخت دستمزد بیشتر به بخش حسابرسی داخلی باشد.

 

روند های فرسوده غرامت گیری:

پیش از این، رابطه بین حقوق پرسنل حسابرسی و کیفیت حسابرسی مشخص نبود چرا که تحقیقی در این حوزه صورت نگرفته بود. اما امروزه دیگر به این شکل نیست. وما داده های تحقیق شده ای در این زمینه داریم. تئوری‌های دستمزد مناسب و مشوق گونه نشان می‌دهند که دستمزدهای بالاتر بهره وری تیم حسابرسی را تا حد زیادی بهبود می بخشند. زیرا ارائه دستمزد بالاتر از تسویه بازار باعث می‌شود که کارمندان برای بهبود روند کاری خود بیشتر از گذشته تلاش کنند.

انتظار کارفرمایان در قبال حقوق بیشتر:

اگر حقوق بالاتر به جذب یا حفظ پرسنل حسابرسی با کیفیت بالاتر کمک کند، انتظار داریم حقوق پرسنل حسابرسی به طور مثبت با کیفیت حسابرسی مرتبط باشد. این یافته همچنین با ادعاهای نظارتی مطابقت دارد مبنی بر اینکه حقوق های راکد در حرفه حسابرسی باعث کاهش کیفیت کارگران در صنعت حسابرسی می شود. زیرا رشته های حسابداری از تبدیل شدن به حسابرس اجتناب می کنند و در عوض تبدیل به حسابدار یا مشاور مالیاتی می شوند. که این موضوع می تواند نیروی کار حسابرسی را تا حد زیادی طی چندین سال کاهش دهد.

از سوی دیگر:

در روند های جدید حسابرسی داخلی تمامی شرکت های سعی می کنند تا حد ممکن از استاندارد های جهانی این حوزه در کار خود پیروی کنند به همین دلیل، شرکت ها از روش حسابرسی بسیار استاندارد شده استفاده می کنند، الزامات یکسانی برای تیم های کار دارند، و برنامه های آموزشی بسیار توسعه یافته را برای اطمینان از ثبات در ارائه حسابرسی حفظ می کنند.

این موضوع تا جایی جدی گرفته می شود که پرسنل حسابرسی، به‌ویژه همکاران، در موسسات حسابرسی نیاز به قضاوت فردی کمی دارند. درست است که در مورد بسیاری از افراد ممکن است هیچ رابطه‌ای بین حقوق پرسنل حسابرسی که میگیرند و کیفیت حسابرسی  آنها وجود نداشته باشد. اما از سوی دیگر افرادی هستند که تلاش بیشتر آن ها در این حوزه می تواند رابطه ای مستقیم با میزان دریافتی آن ها داشته باشد.

پرسنل های تازه وارد و تمایل به کار به دلایلی خاص:

پرسنل ورودی معمولا درگیری زیادی برای دریافت حقوق های زیاد ندارند و بیشتر توسط عوامل دیگری مانند شهرت، مکان یا مشتریان یک موسسه حسابرسی انگیزه کاری دارند. در نهایت، اینکه آیا حقوق پرسنل حسابرسی با کیفیت حسابرسی مرتبط است یا خیر، یک سوال تجربی است که پیامدهایی برای حرفه حسابرسی به عنوان یک کل دارد. اما  در نهایت باید توجه داشته باشیم که هر سیستم یا سازمان بر اساس تجربه خود در این حوزه تصمیم گیری کرده و آن ها را عملیاتی می کند.

بررسی رابطه بین حقوق و دستمزد پرسنل حسابرسی و کیفیت حسابرسی چالش برانگیز است، زیرا اطلاعات حقوق و دستمزد به راحتی در دسترس نیست. ما با استفاده از ۱۲۷۹۶ پرونده بر این محدودیت داده غلبه کردیم. و توانسته ایم تحقیقی میدانی مناسب در این حوزه انجام دهیم.

درخواست ویزای کارگری:

درخواست‌های ویزای کارگری در دسترس عموم (ویزاهای H-1B)، ارائه‌شده توسط وزارت کار (ایالات متحده)، برای دریافت حق الوکاله برای دستمزدهای ارائه شده به همکاران حسابرسی، ارشد، و مدیران در ۱۸۵ دفتر محلی ایالات متحده به وسیله  ۴ شرکت بزرگ حسابرسی از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۳٫ ارائه شده است.

این برنامه‌ها اجازه می‌دهند. ما برای مشاهده دستمزدهای ارائه شده توسط موسسات حسابرسی در طول زمان، خطوط خدمات، رتبه ها و مکان و موارد دیگری که نیاز بوده را بررسی و مورد تجسس قرار دهیم.

اگرچه ویزای H-1B برای شهروندان غیر آمریکایی صادر می شود، اما این برنامه ویزا شرکت های حسابرسی را از ارائه حقوق کمتر از دستمزد ارائه شده به فارغ التحصیلان داخلی منع می کند.در نتیجه، داده‌های دستمزد استفاده‌ شده از این درخواست‌های ویزا به‌طور منطقی برای دستمزد رایج ارائه شده به همه پرسنل ورودی برای هر دفتر حسابرسی ارائه می‌شوند. به این ترتیب کارفرمایان باید دستمزدها را در رتبه‌های کاردانی قرار دهند، زیرا بسیاری از این کارمندان پس از فارغ‌التحصیلی از ایالات متحده وارد ۴ مؤسسه حسابرسی بزرگ می‌شوند.

ارائه مدارک معتبر با تکیه بر داده ها و شواهد توصیفی:

ما تجزیه و تحلیل خود را با ارائه شواهد توصیفی در مورد عوامل مرتبط با تغییر در حقوق پرسنل حسابرسی آغاز می کنیم. ما تجزیه و تحلیل خود را به شرکت های بزرگ (۴ شرکت گفته شده) محدود می کنیم. زیرا آنها دارای سطوح مشابهی از منابع هستند. همچنین این ۴ سازمان برای انواع افراد به صورت مشابه رقابت می کند و ممیزی آنها با کیفیت یکسان انجام می گیرند.

تنظیم عملکرد حسابرسی داخلی

متوسط دستمزد همکار حسابرس:

متوسط دریافت ​​​​همکار در نمونه ما ۵۴,۳۵۶ دلار در سال درآمد دارد. در حالی که مدیران ارشد و مدیران به ترتیب به طور متوسط ​​​​۷۱,۶۶۳ و ۸۶,۷۳۰ دلار حقوق دریافت می کنند. در حالی که به نظر می رسد حقوق ها از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۳ افزایش یافته است، اما حقوق های تعدیل شده بر اساس تورم نسبتاً راکد مانده و در برخی موارد عملاً کاهش یافته است. در تحلیل‌های چند متغیره، ما بیشتر عوامل اقتصادی مرتبط با تغییر در حقوق پرسنل حسابرسی را بررسی می‌کنیم. ما در این تحلیل ها دریافتیم که حقوق به طور مثبت با ویژگی های سطح MSA، از جمله قیمت خانه، جمعیت، و تحصیلات، مطابق با هزینه زندگی و تامین سرمایه انسانی با استعداد مرتبط است.

که این روند البته برخی از تغییرات در حقوق پرسنل حسابرسی در سراسر MSA را توضیح می دهد. ما همچنین ویژگی‌های دفاتر حسابرسی زیادی را بررسی می‌کنیم و متوجه می‌شویم که در حالی که رهبران بازار حقوق کمتری می‌پردازند، دفاتر حسابرسی با ترکیبی از مشتریان از صنایع متنوع‌تر حقوق بیشتری می‌پردازند.

این روند نشان می دهد که رهبران بازار می توانند نیروی کار را با هزینه کمتر جذب کنند، ولی از مشتریان خود دریافتی مناسب داشته باشند. می توان این موضوع را مهم ترین دلیل کاهش کیفیت حسابرسی در بخش های زیادی از سازمان ها و مراکز کاری در نظر گرفت. این موضوع در حالیست که باید پیچیدگی شغلی بیشتر، مستلزم حقوق بالاتر هم برای پرسنل بخش حسابرسی باشد.

مقدمه ای بر پیامد های حقوق غیر مناسب برای حسابرسان داخلی:

در بخش بعدی این مقاله پیامدهای حقوق حسابرسی را برای کیفیت دفتر حسابرسی در نظر می گیریم. برای انجام این کار، تجزیه و تحلیل های خود را با استفاده از سه سطح تجمیع انجام می دهیم. در اولین تحلیل خود، ما کیفیت دفتر حسابرسی را به عنوان درصد مشتریانی که در پورتفولیوی اداره حسابرسی منتشر می‌کنند، اندازه‌گیری می‌کنیم.

در مرحله دوم:

این مدل را با تجمیع حقوق پرسنل حسابرسی با توجه به سطح MSA و در نهایت با تفکیک کیفیت حسابرسی به سطح مشتری اصلاح می کنیم. در هر سه روش تجمیع، نتایج ما نشان می دهند که دفاتر حسابرسی MSA که حقوق حسابرسی بالاتری می پردازند، ممیزی با کیفیت بالاتری را انجام می دهند. به طور خاص، در تجزیه و تحلیل دستمزد فردی، یک تغییر بین ربعی در حقوق حسابرسی با کاهش ۱۱ درصدی در میزان تحریف پورتفولیوی مشتریان دفتر حسابرسی، نسبت به میانگین نمونه همراه است.

ما در مرحله بعد پیامدهای تاکید روزافزون صنعت حسابرسی بر رویه‌های مالیاتی و مشاوره برای حقوق و دستمزد پرسنل حسابرسی و کیفیت حسابرسی را بررسی می‌کنیم. بسیاری از مؤسسات حسابرسی اخیراً تلاش‌های خود را برای استخدام در این خطوط خدمات جایگزین افزایش داده‌اند، و اغلب حقوق‌های بالاتری نسبت به موارد پیشنهادی برای موقعیت‌های حسابرسی ارائه می‌دهند. که این کار در نهایت موجب بهبود کیفیت حسابرسی در بخش های گفته شده، شده است.

حقوق بهتر و گرایش حسابرسان داخلی به کیفیت بالاتر:

ما معتقدیم که با جذاب‌تر شدن این گزینه‌های شغلی جایگزین، افرادی که معمولاً وارد حرفه حسابرسی می‌شوند ممکن است به این مسیرهای شغلی در شرکت‌های حسابداری تغییر مسیر دهند. این تغییر استعداد به نوبه خود می تواند پیامدهایی برای کیفیت کلی حسابرسی داشته باشد.

بررسی دوباره :

مدل‌های کیفیت حسابرسی خود را مجدداً برآورد می‌کنیم و اندازه‌گیری حقوق پرسنل حسابرسی را با معیار حقوق نسبی جایگزین می‌کنیم، که به عنوان تفاوت بین دستمزد ارائه‌شده در یک دفتر حسابرسی معین و میانگین دستمزد ارائه‌شده برای ۴ شغل بزرگ غیرحسابرسی اندازه‌گیری می‌شود. (یعنی ، مشاوره، مالیات و فناوری اطلاعات) . ما شواهدی پیدا کردیم که با افزایش این شکاف دستمزد (به عنوان مثال، دستمزدهای جایگزین، مسیر شغلی جذاب‌تر می‌شود)، کیفیت دفتر حسابرسی کاهش می‌یابد. به طور خاص، افزایش در محدوده بین ربعی حقوق با کاهش نرخ تحریف اداری ۸٫۵٪ نسبت به میانگین نمونه همراه است. در مجموع، یافته های ما نشان می دهد که حقوق مطلق و نسبی ارائه شده به پرسنل حسابرسی با کیفیت حسابرسی عمومی مرتبط است.
برای تقویت استنتاج خود، تحلیل‌های اضافی را انجام می‌دهیم که در آن مدل‌های خود را با هر دو MSA a تقویت می‌کنیم.

تحلیل های نهایی:

مجموعه نهایی تحلیل‌های ما بررسی می‌کند که آیا مؤسسات حسابرسی می‌توانند هزینه‌های نیروی کار بالاتر را از طریق هزینه‌های حسابرسی بالاتر منتقل کنند یا خیر. ما یک ارتباط مثبت و معنادار بین حقوق و دستمزد پرسنل حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی را مستند می کنیم. ما این کار را سعی می کنیم مطابق با موسسات حسابرسی که برخی از هزینه های نیروی کار حاشیه ای خود را به مشتریان خود منتقل می کنند انجام دهیم.

علاوه بر این، رابطه مذکور بیشتر در میان همکاران و کمتر در بین مدیران ارشد و مدیران مشخص است، که نشان می‌دهد مشتریان تمایل کمتری به تحمل افزایش هزینه‌های نیروی کار برای پرسنل حسابرسی با رتبه بالاتر دارند. رابطه مثبت بین حقوق و دستمزد همچنین برای مؤسسات حسابرسی که سهم بازار (MSA) بیشتری دارند، مطابق با این مؤسسه‌های حسابرسی که قدرت قیمت‌گذاری حسابرسی بیشتری دارند، آشکارتر است.

کمک این مقاله به ادبیات حسابداری و حسابرسی:

این مقاله آماده شده، به ادبیات حسابداری و حسابرسی کمک می کند. در حالی که کیفیت حسابرسی تابعی از فرآیند حسابرسی و پرسنل حسابرسی در نظر گرفته می شوند. معمولا در این حوزه تحقیقات محدودی بین اثرات فرآیند و کارکنان، تمایز قائل می شوند. ما اثبات روند های گفته شده را سعی داریم با ارائه شواهد مهم در مورد عوامل مرتبط با حقوق پرسنل حسابرسی، شاخص کلیدی کیفیت پرسنل، و با نشان دادن اینکه حقوق مطلق و نسبی بالاتر پرسنل حسابرسی به نتایج حسابرسی در سطح اداری مرتبط با کیفیت حسابرسی بهتر مرتبط است، گسترش می دهیم.

شایسته سالاری:

مطالعه ما همچنین به یک فراخوان اخیر برای بررسی بیشتر افراد و شایستگی‌های آنها (به عنوان مثال، سرمایه انسانی) درگیر در فرآیند حسابرسی کمک می‌کند. مطالعه ما درک ما را از این که چگونه جبران خسارت حسابرس بر کیفیت حسابرسی از سطح شریک  تا سطح رتبه بندی تأثیر می گذارد، گسترش می دهد. علاوه بر این، یافته های ما مکمل یافته های تحقیقات گذشته نیز هست.

مطالعه بر روی صنعت حسابرسی داخلی:

مطالعه ما بر روی صنعت حسابرسی نیز مهم است. افزایش مسئولیت های پرسنل حسابرسی، به دلیل استانداردهای سختگیرانه تر (PCAOB) همراه با فشرده سازی حق الزحمه حسابرسی، ممکن است بر سودآوری ۴ شرکت حسابرسی بزرگ(یاد شده در قسمت های قبلی مقاله ) تأثیر بگذارد. پیامد بالقوه این رکود حقوق است. شواهد ما نشان می دهد که دفاتر حسابرسی که حقوق حسابرسی بالاتر و رقابتی تری ارائه می دهند، در واقع حسابرسی با کیفیت بالاتری ارائه می دهند.

ما همچنین شواهدی ارائه می‌کنیم که نشان می‌دهد موسسات حسابرسی می‌توانند برخی از هزینه‌های کار حسابرسی بالاتر را در قالب هزینه‌های حسابرسی بالاتر، به‌ویژه برای مؤسسه‌های حسابرسی که رهبران بازار هستند، به مشتریان خود منتقل کنند. این شواهد باید برای تنظیم‌کننده‌ها و شاغلان مورد علاقه باشد، زیرا هر دو همچنان اهمیت مقررات، ممیزی‌های با کیفیت بالا و عواملی را که بهترین و باهوش‌ترین افراد را به حرفه حسابرسی جذب می‌کنند، متعادل می‌کنند.

ادبیات مرتبط و توسعه فرضیه:

نگاهی به مطالعات قبلی برای بررسی پرسنل حسابرسی و کیفیت حسابرسی
ادبیات گسترده ای عواملی را که کیفیت حسابرسی را تعیین می کنند بررسی می کند. درک کیفیت حسابرسی یک نگرانی حیاتی برای مؤسسات حسابرسی، تنظیم‌کننده‌ها و سرمایه‌گذاران است. یک موضوع اساسی دیگر در این حوزه در ادبیات حسابداری نهفته است. کیفیت حسابرسی با افزایش اعتبار گزارش های مالی، گزارشگری مالی را بهبود می بخشد.

برررسی مفهومی کار یک حسابرس داخلی:

از نظر مفهومی، کیفیت حسابرسی را می‌توان تابعی از فرآیندهای حسابداری (مانند سیستم‌های حسابداری، کنترل‌های داخلی، تراکنش‌های اقتصادی، مقررات) و پرسنلی که توسط مؤسسات حسابرسی و مشتریان برای انجام آن فرآیندها به کار گرفته شده‌اند. مانند: (حسابرسان، حسابداران، مدیران)  در نظر گرفت.

نقش پرسنل حسابرسی با توجه به اینکه این افراد می توانند نقش مهمی در فرآیند حسابرسی ایفا کنند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. علاوه بر این، یکی از فعالیت های اساسی حرفه حسابرسی، استخدام و آموزش پرسنل حسابرسی متخصص و مجرب است. این نکته در گزارش اخیر برجسته شده است که در آن (PwC) خاطرنشان می کند که شهرت (BOur) به استخدام متخصصان با استعداد بستگی دارد و شهرت ما به دلیل کیفیت ما را قادر می سازد بهترین نامزدها را برای کار حسابرسی داخلی به سمت شرکت یا سازمان خود جذب کنیم.

علی رغم اهمیت این مسائل، پرسش‌های مربوط به نقش پرسنل حسابرسی در تأثیرگذاری بر کیفیت حسابرسی چیست؟

 چگونه مؤسسات حسابرسی می‌توانند پرسنل حسابرسی با کیفیت بالاتر را جذب و تشویق کنند؟

 

تعداد زیادی از مطالعات از داده‌ها در سطح مؤسسه حسابرسی و مشتری استفاده می‌کنند تا چگونگی ارتباط کیفیت حسابرسی با ویژگی‌های مؤسسات حسابرسی، مانند: اندازه، دوره تصدی، تخصص صنعت، و شهرت، و همچنین ویژگی‌های مشتری، مانند شایستگی و پیچیدگی معاملات را بررسی کنند.

این مطالعات عموماً نمی‌توانند نقش پرسنل حسابرسی را از کیفیت و ماهیت آن جدا کنند یا آن که بررسی کنند که چگونه شرکت‌ها به پرسنل پاداش می‌دهند، زیرا این عوامل هم به فرآیندهای حسابداری و پرسنل و هم به سایر جنبه‌های حرفه حسابرسی (به عنوان مثال، قدرت بازار مؤسسه حسابرسی و ریسک دادرسی) مربوط می‌شوند.

حقوق و دستمزد پرسنل حسابرسی و کیفیت حسابرسی:

ما استدلال می کنیم که حقوق پرسنل حسابرسی می تواند تأثیرات مهمی بر کیفیت پرسنل حسابرسی جذب شده یا حفظ شده در موسسات حسابرسی و همچنین سطح تلاش حسابرس داشته باشد. که هر دو در نهایت بر کیفیت حسابرسی تأثیر می گذارند. موضوع حقوق و دستمزد پرسنل حسابرسی در سال های اخیر اهمیت یافته است. زیرا صنعت حسابداری دولتی دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است که مسئولیت ها، پیچیدگی وظایف و بار کاری های یک حسابرس را تا حد زیادی افزایش داده است. استانداردها و مقررات جدید حسابداری، مانند حسابداری ارزش منصفانه و گزارش کنترل داخلی، سطوح بالاتری از تصمیم گیری ذهنی و قضاوتی را از سوی یک حسابرسی داخلی می طلبند.

البته که فرآیندهای کاری و نیازهای گفته شده به طور بالقوه به حسابرسان ماهرتری نیاز دارند. علاوه بر این، افزایش فشارهای نظارتی از سوی سازمان‌هایی مانند: (PCAOB)، بار مرتبط با انجام ممیزی معمولی را نیز افزایش داده است.

علیرغم این افزایش تقاضاها در حوزه های غیر حسابرسی برای استخدام به دلیل کم بودن حقوق حسابرسی داخلی، بازم هم در حوزه های گفته شده همه چیز کیفیت خود را از دست داده است. شواهد حاکی از آن است که حقوق اولیه پیشنهادی در دهه گذشته برای کارهای مرتبط به حسابرسی هم باعث کاهش کیفیت این مشاغل شده است. گزینه های شغلی جایگزینی مانند: (مالیات، مشاوره، خدمات مشاوره، و حسابداری شرکتی)  همگی از نظر کیفیتی و به دلیل پرداخت پایین حقوق در حال بی کیفیت شدن هستند.

حقوق حسابرسان موضوعی مهم که به آن کم  پرداخته شده است:

علیرغم اهمیت دستمزد، مطالعات کمی درباره حقوق پرسنل حسابرسی و ارتباط آنها با کیفیت حسابرسی صورت گرفته است. این کم تمایلی برای تحقیق و بررسی بیشتر مربوط به کمبود اطلاعات در این حوزه است.

برخی از مطالعات بر غرامت شریک به جای پرداخت غرامت کارمندان رده پایین تر تمرکز دارند. به عنوان مثال: شرکتی در ایالات متحده در سال (۲۰۱۳) دریافت که پاداش شرکا در سوئد به طور مثبت با اندازه مشتری، تعداد مشتریان و توانایی شریک برای حفظ و جذب مشتریان جدید مرتبط است.

کارچلو و همکاران (۲۰۰۰) (حسابرسانی متخصص در حوزه خود) هیچ مدرکی دال بر رابطه بین غرامت شریک و تصمیمات مربوطه پیدا نکردند. در حالی که این مطالعات درک پاداش حسابرسی را بهبود می بخشد، آنها به طور مستقیم در مورد نقش حقوق و دستمزد پرسنل حسابرسی در ایالات متحده صحبت نمی کنند. این موضوع به ویژه با توجه به اینکه پرسنل حسابرسی سطوح پایین مسئول انجام اکثریت عظیمی از وظایف حسابرسی هستند، اهمیت دارد.

ارتقای کارایی

جمع بندی مقاله:

در نهایت، اگر حقوق بالاتر به جذب یا حفظ پرسنل حسابرسی با کیفیت بالاتر کمک کند، انتظار داریم حقوق پرسنل حسابرسی ارتباط مثبتی با کیفیت حسابرسی داشته باشد.
از سوی دیگر، توضیحات بالقوه ای نیز وجود دارد که چرا حقوق پرسنل حسابرسی ممکن است با کیفیت حسابرسی مرتبط نباشد. اول، دیدگاه نئوکلاسیک شرکت، کارکنان را به‌عنوان ورودی‌های همگن در فرآیند تولید می‌بیند که کاملاً قابل جایگزینی هستند. و آنها این موضوع را ادله ای مناسب برای پایین نگه داشتن حقوق حسابرسان داخلی می دانند.

موضوعات بررسی شده در این مقاله می توانند به‌ویژه در زمینه صنعت حسابرسی مهم باشند، زیرا شرکت‌ها دارای روش‌های حسابرسی استاندارد، الزامات یکسان برای تیم‌های کار، و برنامه‌های آموزشی بسیار توسعه‌یافته هستند که همگی برای اطمینان از ثبات در ارائه حسابرسی طراحی شده‌اند.

بنابراین، اگر پرسنل حسابرسی نسبتاً همگن باشند یا اگر فرآیندها و رویه‌ها در موسسات حسابرسی استاندارد شده باشد و امکان قضاوت کمی را فراهم کند، ممکن است هیچ رابطه‌ای بین حقوق و دستمزد پرسنل حسابرسی و کیفیت حسابرسی وجود نداشته باشد. اما باز هم با این حال: ولی موضوع دستمزد در حقیقت مربوط به تمایل شخص به بهتر کارکردن و دقیقتر بودن در کار می شود. که خود موضوعی مهم و بسیار زیر بنایی در صنعت حسابرسی داخلی است.

 

بررسی تحول حسابرسی بعد از انقلاب

ویژگی های حرفه ای یک حسابرس داخلی و ملاحظات آن: ( بخش دوم)

ویژگی های حرفه ای یک حسابرس داخلی و ملاحظات آن: ( بخش دوم) موضوع این مقاله بوده و شما می‌توانید با خواندن این مطلب به درک درستی از شرایط شخص این کار برسید. دانستن در مورد صفات و ویژگی‌ های یک حسابرسی خبره به شما کمک می‌کند تا بتوانید با ارتقا سطح کاری خود به صفات گفته شده روند کاری خود را بهبود بخشیده و در نهایت به عنوان یک حسابرسی حرفه ای شناخته شوید.

مدت زمان مطالعه این مقاله : ۶ دقیقه

همچنین شما می توانید تمامی پرسش های اصلی خود را در مورد فعالیت های شرکت مفید در لینک های ذیل جستجو کنید.

خدمات حسابرسی

 خدمات حسابداری

خدمات مدیریتی

 خدمات مالیاتی و مشاوره قانونی

خدمات حقوقی

خدمات آموزشی

  حسابرس داخلی در ایجاد روابط مشارکتی خوب هستند

بهترین حسابرسان داخلی می توانند با ذینفعان در سراسر سازمان ارتباط  و چالش های بسیاری داشته باشند و در عین حال از اعتماد و احترام بالایی هم برخودار بوده و روند کاری افراد را (در حوزۀ وظیفه ای که دارند ) تحت نظر داشته باشند.

 

اگرچه توسعه این روابط می تواند کمی کند باشد، اما با ایجاد این زمینه، حسابرسان می توانند در فرآیند حسابرسی، عقب نشینی (ملاحظه کاری های عمومی) را کاهش داده و به شکلی راحت تر به بررسی موارد محول شده بپردازند. در این میان می‌توان گفت که حسابرسانی که از روند ارتباطی خوبی برخوردار هستند به طور کلی بهتر از دیگر افراد این حوزه می‌توانند از شفافیت اسناد و مدارک ارائه شده در سازمان با خبر شوند.

حسابرس داخلی باید فردی پویا و فعال باشد.

در محیط های کاری که می توانند به صورت هفتگی یا حتی روزانه تغییر کنند، حسابرس داخلی باید برای به دست آوردن بینش های جدید کنجکاو باشد. از یک سو  این امر متکی بر این است که متخصصان حسابرسی دائماً فعال باشند و به بررسی روش‌های نوین این حوزه بپردازند و از طرف دیگر این امر به وسیلۀ آشنایی با امکانات مدرن و استفاده از آن‌ها میسر می‌شود.

به طور کلی از برنامه های آموزشی و توسعه رسمی گرفته تا گواهینامه ها و یادگیری های هدف دار، می‌توانند از یک حسابرس معمولی، فردی خبره و کاردان بسازند. باید در نظر داشته باشید که هر چه حسابرس داخلی فردی جستجوگر تر باشد به همان میزان هم در این حوزه پیشرفت کرده و در نهایت کاری شاخص تر و استاندارد تر را ارائه می‌دهد.

حسابرس داخلی از تجزیه و تحلیل داده ها استفاده می کند.

اگر فردی به استخدام شرکت یا سازمانی درآید در بدو ورود ممکن است با آشفتگی های زیادی در حساب های مالی مواجه شود. اما جای هیچ نگرانی نیست. چرا که در اصل حسابرسی داخلی برای نظم بخشیدن به همین شرایط است که استخدام می‌شود.

در شروع کار اغلب، موارد بسیار زیادی وجود دارند که نیاز به بهبود دارد، به طوری که ممکن است بسیار غم انگیز و البته نا منظم به نظر برسد.

در چنین شرایطی به این نکته توجه کنید: (حسابرسان داخلی ماهر از رویکرد مبتنی بر ریسک برای اولویت بندی حجم کار خود استفاده می کنند و از تجزیه و تحلیل داده ها بیشترین بهره را برای نتیجه گیری می‌برند. این کار به آن‌ها این امکان را می‌دهد که بدانند در کجا باید تمرکز کنند و همچنین آن‌ها را از این فعالیت های طاقت فرسای طولانی مدت در حین کار مبرا می‌کند.

 

حسابرسان داخلی برتر می دانند که با استفاده از قدرت تجزیه و تحلیل داده ها می‌توانند به دقیق ترین استراتژی ها و ایده ها رسیده و نظری کاملاً درست یا حداقل کم ریسک بگیرند. تمرکز بر روی داده های ارائه شده از سمت سازمان در حقیقت به عنوان یک رزومۀ فکری از روند جاری شرکت در نظر گرفته می‌شود.

با این تفاسیر باید گفت: اگر یک حسابرس داخلی بدرستی بتواند بر روند جاری و فکری شرکت آگاهی داشته باشدف بهتر می‌تواند سمت و سوی پیشرفت را در نظر گرفته و هدف گذاری های بهتری برای کار خود انجام دهد. همچنین با درک درست از شرایط کاری و خط فکری مدیران ارشد حسابرس داخی می‌تواند نقاط ضعف مالی یا استراتژیک سازمان را بهتر پیدا کرده و سعی در برطرف کردن آن‌ها کند.

ابتکار عمل یک فاکتور مهم برای یک حسابرس داخلی:

در قلب مشکلات ایجاد شده در ممیزی داخلی، جوابی برای حل مسئله هم وجود دارد. به یاد داشته باشید که بهترین حسابرسان داخلی از خلاقیت و نوآوری برای حل مسائلی که چندان سیاه و سفید نیستند استفاده می کنند. با نوسانات تقاضاهای نظارتی ، تکامل فرآیندها و استفاده از فناوری های جدید در حال حاضر ، از کارشناسان حسابرسی انتظار می رود که رویکرد مناسب و آینده نگری را برای ارائه خدمات اطمینان ، مشاوره و پیش بینی خطر در سازمان اتخاذ کنند.

 

نوآوری فقط در مورد فرایندها نیست بلکه یک رفتار است. به این ترتیب ، حسابرسان داخلی که دارای ذهنی باز هستند ، به فکر جنبه های مختلفی بوده چالش های پیش رو را از زوایای مختلفی مورد بررسی قرار می‌دهند. این کار می‌جب می‌شود آن‌ها بهترین را و البته کم ریسک ترین آن‌ها را انتخاب کنند.  به یاد داشته باشید ابتکار عمل تنها زمانی می‌تواند به وجود بیاید که فرد از تمامی زوایا با چالش پیش رو آشنا باشد و بتواند راه های مختلفی را برای حل بحران در نظر بگیرد.

 

تیم محوری یک از مهم ترین ویژگی‌ها:

توانایی برقراری روابط مثبت با همکاران حسابرسی داخلی نه تنها نمادی از درجه بالای هوش هیجانی حسابرس داخلی جدید به شمار می‌رود. بلکه باعث می شود خدمات حسابرسی داخلی یکپارچه تر شده و شکلی منسجم تر هم پیدا کند.

 

حسابرسان سطوح متفاوتی از تخصص را برای ارائه به میز مذاکره در محل کار دارند و ماهیت بسیار یکپارچه این عملکرد مستلزم همکاری فشرده بین همسالان در محل کار است. توانایی تحت تأثیر قرار دادن ، رهبری و همدلی با سایر همکاران ، همه قابلیت های امیدوار کننده ای برای رهبران حسابرسی آینده هستند اما قبل از رسیدن به این مرحله به طور حتم نیاز به همکاری و یادگیری موضوعات جدید، موضوعی بسیار مهم و حیاتی است. در حقیقت تیم محور بودن یکی از مهم ترین ویژگی‌های حسابرسی داخلی به شمار می‌رود.

اگر یک حسابرس داخلی نتواند به شکلی مناسب با تیم سازمان مورد نظر همکاری داشته باشد هیچ گاه نمی‌تواند در آینده یک رهبر تیم حسابرسی استاندارد شود. چراکه دانش ارتباطات جمعی با مدیر قابلی شدن رایطه ای مستقیم دارد.

حسابرسی داخلی

هوش مصنوعی و تأثیر آن بر روی حسابرسی داخلی:

هوش مصنوعی و تأثیر آن بر روی حسابرسی داخلی: (بخش اول)

شرکت مفید : تاثیر هوش مصنوعی بر حسابرسی داخلی : شاید برای شما هم جالب توجه باشد که امروزه تمامی فعالیت‌های پیچیدۀ انسانی را به وسیلۀ هوش‌های مصنوعی انجام می‌دهند. در این میان تمامی صنایع مختلف نیاز مبرمی برای این سیستم هوشمند دارند چرا که این سیستم هوشمند هم از نظر هزینه و هم از نظر دقت بر نیروی انسانی برتر بوده دردسر کمتری را ایجاد می‌کند.

شرکت حسابرسی داخلی مفید:

شما با مطالعه این مقاله می توانید از آینده شغل حسابرسی داخلی در کنار ابر رایانه ها مطلع شوید. در این مقاله می خواهیم پرسشهایی نظیر موارد ذیل را پاسخ دهیم:

مدت زمان مطالعه این مقاله : ۴ دقیقه

همچنین شما می توانید تمامی پرسش های اصلی خود را در مورد فعالیت های شرکت مفید در لینک های ذیل جستجو کنید.

خدمات حسابرسی

 خدمات حسابداری

خدمات مدیریتی

 خدمات مالیاتی و مشاوره قانونی

خدمات حقوقی

خدمات آموزشی

پرسش ها:

آیا با وجود ابرربات های هوشمند شغل حسابرسی داخلی به خطر می افتد؟

آیا حسابرسی را می توان به ربات ها سپرد؟

آیا حسابرسی داخلی می تواند به  وسیله امکانات هوش مصنوعی انجام شود؟

آیا می تواند از ربات هابه عنوان حسابرسان آینده نام برد؟

تا کجا شغل حسابرسی داخلی می تواند به وسیله نیروی انسانی انجام شود؟

مهم ترین امتیاز هوش مصنوعی در امر حسابرسی داخلی چیست؟

آیا ربات های حسابرس در آینده قابل اعتماد هستند؟

آیا یک ربات حسابرس داخلی می تواند استراتژیست یک شرکت یا کمپانی بزرگ هم باشد؟

ما در دو مقاله پیش رو می خواهیم به تک تک این پرسش ها پاسخ داده و آینده کاری حسابرسی داخلی را در کنار هوش مصنوعی بررسی کنیم.

 

شروع ماجرا:

از تلفن‌های گویا تا تمامی سیستم‌های حسابداری و حسابرسی پیشرفته همگی رگه‌هایی از این جریان هوش مصنوعی را با خود به همراه دارند. ما در این مقاله سعی داریم به بررسی هوش مصنوعی و تأثیر آن بر روی حسابرسی داخلی بپردازیم و آن را به صورت کامل تشریح کنیم. با ما تا پایان این مقاله همراه باشید.

مهم ترین امتیازات هوش مصنوعی:

اگر شما هم نیاز به یک سیستم بدون نقص و دقیق دارید باید به دنبال هوش‌های مصنوعی باشید. این تکنولوژی مدرن توانسته بدون مشکلاتی که یک انسان ممکن است با آن رو به رو شود مانند: خستگی، پیگیری نا منظم و دیگر چیزها به تمامی نیاز‌های شما و سازمان کاری شما پاسخی مناسب دهد.

امروزه در اکثر بخش‌های مدیریت ریسک، کنترل فناوری اطلاعات و تکنیک‌های نوین حسابرسی داخلی از هوش‌ مصنوعی استفاده می‌شود به طوری که نمی‌توان هوش مصنوعی و تأثیر آن بر روی حسابرسی داخلی را در نظر نگرفت. اگر بخواهیم به یکی از مهم ترین امتیازات این سیستم‌های هوشمند اشاره کنیم می‌توان به فرمان پذیری آن‌ها و تغییر داده‌ها بعد از دستورات جدید اشاره کرد.

 

 

شما می‌توانید به راحتی دستورهای جدیدی برای سیستم هوش مصنوعی خود ایجاد کند و تمامی نتایج را به دلخواه تحویل بگیرید. این انعطاف یکی از مهم ترین بخش‌های یک هوش مصنوعی به شمار می‌رود.

هوش مصنوعی یک همکار مناسب برای یک حسابرس

شاید برای یک حسابرس رسیدگی به بخش عظیمی از حسابداری‌ها و بررسی صحت آن‌ها کاری بسیار زمان بر و طاقت فرسا باشد.

در این میان می‌توان برای بسیاری از کارهای روتین در یک سازمان از این روند هوشمند استفاده کرد. این کار تو ویِژگی‌ بسیار مهم و حیاتی دارد.

• اول: در زمان حل مسئله و رسیدگی به موارد گوناگون وقت زیادی هدر نمی‌شود.
• دوم: این سیستم عاری از هر گونه خطا بوده و کاملاً نسبت به دستورات شما نتایج را پیگیری می‌کند.
دو مورد گفته شده شاید به ظاهر کار خاصی نباشند اما در حقیقت بنیان کاری یک حسابرس داخلی را هوش مصنوعی و تآثیر آن بر روی حسابرسی داخلی تا حد زیادی تعیین می‌کند. چرا که این سیستم به طور خودکار فرمان پذیر بوده و از کمترین خطای ممکن هم به دور است.

حسابرسی داخلی منشور

نمونه منشور حسابرسی داخلی

نمونه منشور حسابرسی داخلی : محتوای این مقاله بوده و شرکت حسابرسی مفید هیچ گونه دخل و تصرفی در نوشته ذیل ندارد. این مطلب مناسب حسابرسان داخلی انتخاب شده است.

توجه: این مقاله دقیقا از لینک نمونه منشور حسابرسی کپی شده است. 

۱ – مقدمه ای بر منشور حسابرسی داخلی:

۲- طبق استانداردهای بین المللی حسابرسی داخلی، منتشـره توسـط انجمـن حسابرسـان داخلـی، اهداف، اختیارات و مسئولیتهای فعالیت حسابرسی داخلی، منطبق با تعریف حسابرسـی داخلـی،آیین رفتار حرفه ای و استانداردهای مربوط، باید در منشـور حسابرسـی  بـه طـور رسـمی تعریف شود. افزون بر این، رئیس حسابرسی داخلی باید بـه صـورت دوره ای، منشـور حسابرسـی داخلی را مرور و جهت تصویب به کمیته حسابرسی و هیأت مدیره ارائه کند.

۲ – اهداف و دامنه عملیات:

۳- فعالیت حسابرسی داخلی عبارت است از ارائه خـدمات مشـاورهای
و اطمینـاندهـی

۴-مسـتقل و بیطرفانه، به منظور ارزشافزایی
و بهبود عملیات سازمان توسط واحد حسابرسی داخلی.

۵-فعالیت حسابرسی داخلی، با ایجاد رویکردی منظم و روشمند به سازمان کمک میکند کـه بـرای
و کنتـرل

۶- دستیابی به اهداف خود، اثربخشی فرآینـدهای نظـام راهبـری

۷ – مـدیریت ریسـک
۸- ارزیابی و بهبود بخشد.

تعریف خدمات مشاورهای و اطمینان دهی به شرح زیر است:

  • خدمات مشاورهای عبارت است از فعالیتهای مشاورهای و خدمات مرتبط کـه ماهیـت و نـوع آن،
    بدون این که حسابرسان داخلی مسئولیت مدیریت را به عهده گیرند، به منظور ارزش افـزایش و
    بهبود فرآیندهای نظام راهبری، مدیریت ریسک و کنترل سازمان، با مدیریت توافق میشود. این
    خدمات ازجمله میتواند شامل پیشنهاد، مشورت دادن، تسهیل کردن امور و آموزش باشد.
  • خدمات اطمیناندهی عبارت است از رسیدگی عینی و هدفمند شواهد، با هدف ارزیابی مسـتقل
    فرآیندهای نظام راهبری، مدیریت ریسک و کنترل سازمان.
  • این ارزیابی ازجمله ممکن است مشتمل بر امور مالی، عملکرد، رعایت قوانین و مقررات و سیسـتم
    امنیتی باشد.

 

نمونه منشور حسابرسی داخلی

 

دامنه عملیات این واحد باید به میزانی تعیین شود که در موارد زیر اطمینانی معقول
حاصل گردد.

  •  ریسکهای دستیابی به اهداف سازمان به نحو مناسب شناسایی و مدیریت میشوند.
  • کنترل داخلی موجود، سازمان را برای مدیریت ریسکها و کاهش آنها تا سـطح قابـل تحمـل
    کمک میکند.
  • سیاستها، استانداردها، روشها و کنترلها به اندازه کافی مستند سازی میشوند.
  •  در مواقع لزوم، تعامل بین مدیران مختلف سازمان به نحو مناسب وجود دارد.
  • اطلاعات مالی، مدیریتی و عملیاتی، درست، قابل اتکا و به موقع در اختیـار اسـتفادهکننـدگان
    مربوط قرار میگیرد.
  •  اعمال و رفتار کارکنان مطابق سیاستها، استانداردها، روشها و قوانین و مقررات مربوط است.
  •  از منابع سازمان به نحو اثربخش، کارا و با صرفه اقتصادی استفاده شده و بـه نحـو مناسـب از
    آنها حفاظت میشود.
  •  برنامهها، طرحها و اهداف عملیاتی سازمانی دستیافتنی هستند.
  •  افزایش کیفیت و بهبود مستمر عملیات سازمان همواره مورد تشویق و حمایت است.
  •  قوانین و مقررات با اهمیت مؤثر بر سازمان به نحو مناسب شناسایی و مورد توجه قرار میگیرند.

 

۳ – استقلال، بیطرفی و پاسخگویی

به منظور حصول اطمینان از مستقل بودن حسابرسان داخلی، واحد حسابرسی داخلـی مسـتقیماًزیر نظر کمیته حسابرسی فعالیـت کـرده و رئـیس آن توسـط کمیتـه مـذکور تعیـین مـیشـود.افزون بر این گزارشهای حسابرسان داخلی در اختیار کمیته حسابرسی منتخـب هیـأت مـدیره ومدیر عامل سازمان قرار میگیرد. در هر حال، رئیس واحد حسابرسی داخلی در مقابل مدیر عامل سازمان، کمیته حسابرسی و هیأت مدیره پاسخگو است. حسابرسان داخلی نباید فعالیتهایی را که خود قبلاً در آن مسئولیت اجرایی داشتهاند مورد حسابرسی قرار دهند.

۴ -وظایف و مسئولیتها

اهم وظایف واحد حسابرسی داخلی به شرح زیر است:

  • اجرای کلیه مفاد این منشور.
  •  تدوین و پیشنهاد یادداشت راهبرد حسابرسی
    داخلی به کمیته حسابرسی. ۱
  • برنامهریزی مدون بر اساس یادداشت راهبرد حسابرسی داخلی (مصوب کمیته حسابرسی).
  •  اجرای برنامهریزی به عمل آمده به شرح بند فوق.
  •  اجرای وظایف و پروژههای ویژه درخواست شده توسط مدیر عامل یا کمیته حسابرسی.
  •  جذب منابع انسانی دارای دانش و مهارت کافی و تدوین و اجرای برنامههای آموزشی مناسـب
    در مورد کارکنان واحد حسابرسی داخلی برای اجرای مطلوب مفاد این منشور.
  •  ارائه گزارشهای دورهای در مورد نتایج رسیدگیهای به عمـل آمـده بـه مـدیر عامـل و کمیتـه
    حسابرسی.
  •  اطلاع رسانی منظم و روشمند به کمیته حسابرسی در مورد میزان پیشرفت کارها و محدودیتهای
    احتمالی درخصوص انجام وظایف محوله.
  •  اطلاع رسانی منظم و روشمند به کمیته حسابرسی در مورد میزان پیشرفت کارها و محدودیتهای
    احتمالی درخصوص انجام وظایف محوله.
  •  بررسی دامنه فعالیت حسابرسان مستقل و ارتباط با آنان به منظور حسابرسی بهینه سازمان با
    هزینه معقول.

۵ – اختیارات

اهم اختیارات این واحد به شرح زیر است:

  •  دسترسی نامحدود به کلیه سوابق و مدارک حسابداری و عملیاتی، داراییها و پرسنل سازمان.
  •  امکان مشاهده و بررسی کلیه فرآیندهای عملیاتی سازمان.
  •  امکان دسترسی آزاد و کامل به کمیته حسابرسی.
  •  امکان جذب و تخصیص منابع انسـانی مـورد نیـاز، تعیـین دورههـای گـزارشدهـی، انتخـاب
    موضوعات مورد حسابرسی، دامنه عملیات و بکارگیری روشهای دستیابی به اهداف حسابرسی
    که البته در همه موارد مذکور باید مفاد یادداشت راهبرد حسابرسی رعایت شود.
    رئیس حسابرسی داخلی و کارکنان واحد حسابرسی داخلی مجاز به انجام موارد زیر نیستند:
  •  انجام هرگونه وظایف اجرایی در سازمان و شرکتهای وابسته.
  •  ایجاد و یا تصویب تراکنشهای حسابداری.
  •  انجام هرگونه وظایفی که استقلال و بیطرفی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد.

۶ – استانداردها، آیین رفتار حرفهای و رویکرد مورد عمل

واحـد حسابرسـی داخلـی بایـد در چـارچوب سـند یـا یادداشـت راهبـرد حسابرسـی داخلـی،استانداردهای بینالمللی حسابرسی داخلی و آیین رفتار حرفهای (منتشره توسـط IIA)را رعایت نموده و عملیات حسابرسی را بر اساس رویکرد مبتنی بر ریسک و فعالیت انجام دهد.

ملاحظاتی برای استخدام یک حسابرس

ملاحظاتی برای استخدام یک حسابرس: موضوع این مقاله است . این آخرین بخش از سری مقاله های ویژگی های یک حسابرس بوده و به نکات ویژه ای در این حوزه اشاره دارد. بیشتر مطالب این بخش بر محور پیش فرض هایی است که یک کارفرما تصور می‌کند که یک حسابرس باید به آن‌ها مسلط باشد. اما

  • تا چه میزان این پیش فرض ها درست هستند؟
  • تا چه حدی می‌توان روی آن‌ها حساب کرد؟
  • آیا داشتن این پیش فرض ها کافیست؟

 

و بسیاری از پرسش های دیگر که در این مقاله به تمامی آن‌ها پاسخ می‌دهیم:

یک حسابرسی داخلی چه چیزهایی را باید از قبل بداند.

با نگاهی به اکثر آگهی های استخدامی حسابرسی داخلی ، ما عموماً الزاماتی را می شناسیم که استخدام حسابرسی داخلی جدید باید از قبل بداند و در مورد توانایی هایی که برای موفقیت پس از شروع کار به آنها نیاز دارد ، کمتر اهمیت می‌دهیم.

به  طور کلی در هنگام استخدام نیروی حسابرس داخلی بیشتر تمرکز بر روی پیش فرض ها بوده و کارفرمایان تمایل دارند از رزومۀ کاری افراد به عنوان مهم ترین المان برای شناسایی آن‌ها استفاده کنند.  بیشتر کارفرمایان ترجیح می‌دهند تا فرد مورد نظر از تحصیلات بالایی در این زمینه برخوردار بوده و از نظر میزان مطالعه و پیگیری کار فردی سخت کوش باشد. مسلط بودن به روال های کار حسابرسی و حسابداری هم از دیگر موارد مورد توجه یک کارفرما به شمار می‌رود.

در نهایت باید گفت: یک کارفرما در وجود یک حسابرسی داخلی به دنبال پیشینۀ مناسب تحصیلی و انظباطی است. این روند در استخدام یک حسابرس داخلی تازه کار از بیشترین اولویت ممکن برخوردار است. اما آیا این موارد برای استخدام یک حسابرسی داخلی کافیست؟

استخدام یک حسابرس تنها به میزان دانش او مربوط نمی‌شود:

باید قبول کرد که داشتن دانش تنها برای استخدام یک حسابرس داخلی کافی نیست. شکل شخصیت، میزان همکاری، دلسوزی و امین بودن هم از جمله امتیازات لازم و ضروری یک حسابرسی داخلی به شمار می‌رود. با این حال افراد زیادی تمایل دارند تا به وسیلۀ دانش تنها، فرد مناسب را انتخاب کنند. این روند ممکن است در کوتاه مدت مشکل ساز نباشد اما به طور حتم در طولانی مدت شما و سیستم کاری را دچار چالش می‌کند.

 

تمایل به یادگیری وعلاقه به کاری تیمی:

همه ما از تجربه شخصی خود می دانیم که یک نامزد شغلی خوب می تواند تقریباً هر موضوع یا موضوعاتی را با توجه به زمان و منابع کافی یاد بگیرد. با این حال ، ویژگی های خاصی وجود دارند که برای برتری به عنوان عضو تیم پیشرو حسابرسی داخلی مورد نیاز است. این موارد هستند که گاهی اوقات باید به آن‌ها بیش از پیش فرض ها اهمیت داد. از جمله این موارد می‌توان به علاقه به کار تیمی، هوش اجتماعی و تمایل به یادگیری اشاره کرد.

تنها در صورت شخص می‌توان در تیم حسابرسی به فردی اثرگذار تبدیل شود که تمایل شخص و خاصی به پیشروی در کار داشته و از تعلیم دیدن های (خود آموز) ترسی نداشته باشد. گاهی لازم است یک حسابرسی داخلی برای بدست آوردن مهارتی ساعت ها مشغول به فراگیری روش های جدیدی باشد. پس بهتر است در هنگام استخدام یک حسابرس داخلی میزان علاقۀ شخص را هم برای تلاش های بعد از استخدام بسنجید.

چه زمان می‌توان شخص را مورد امتحان قرار داد:

این کار می‌تواند در طی دورۀ آزمایشی کار شخص صورت بگیرد. در این دوره شما می‌توانید با محول کردن میزان کاری مشخص بازتاب کاری و اخلاقی شخص را بررسی کرده و به نقاط ضعف و قوت او پی ببرید. اما به یاد داشته باشید هر شخصی دارای نقاط ضعفی در کارش بوده و این مشکلات معمولاً بعد از استخدام و تحت تعلیم قرار گرفتن فرد توسط حسابرسی قبلی شرکت یا مجموعه های آموزشی بهبود می‌یابد. پس در نهایت باید گفت در هنگام انتخاب یک حسابرس داخلی باید تمامی عملکرد او را به طور کلی مورد رصد قرار داد و بعد از شناخت بیشتر او تصمیمی دربارۀ استخدامش اتخاذ کرد.

پیشنهاد لوکاس به عنوان یک کارفرمای خبره در زمینۀ استخدام یک حسابرس داخلی:

پس از مشورت با بسیاری از افراد در این حرفه و پیرامون آن و تأمل شخصی زیاد ، آنچه را که من آن را “شش بزرگ” می نامم. پیشنهاد می کنم. این شش بزرگ مجموعه ای از قابلیت ها هستند که اگرچه موفقیت را تضمین نمی کنند ، اما باید در لیست استعدادهای هر حسابرسی قرار داشته باشند. اگر فرد تمامی موارد گفته شده را به صورتی کامل یا در حد زیادی داشته باشد حتی می‌توان او را به عنوان عضو برتر یا پیشرو گروه حسابرسی داخلی انتخاب و استخدام کرد.

تجربه در برابر توانایی های ذاتی:

یکی از اساسی ترین پرسش ها برای استخدام یک فرد آن است که آیا ویژگی های ذاتی شخص اولویت دارند یا تجربه و علم او؟

برای پاسخ به این پرسش مثال های نقض زیادی وجود دارد. اما تصور من در سال‌های اولیه کاری خودم (ویژگی های ذاتی) بود. با این که تصور من به نظر درست می‌رسید اما باید دلایلی هم ارائه می‌شد تا این فرضیه در حد یک فرض باقی نماند و بتوان به آن اتکا کرد. برای همین به بررسی هر دو  مورد به صورت جداگانه پرداختم:

  • بررسی مهارت های ذاتی: بر اساس مقاله ای عالی از (Lowell Sun) با موضوع: “ویژگی ها” باید گفت که ویژگی یکی از ارکان مهم در انتخاب یک حسابرسی داخلی برای استخدام است اما چرا؟ در این مقاله اشاره می‌شود که افرادی که به استخدام یک شرکت در می‌آیند در نهایت اگر توان کمی در دانش داشته باشند می‌توان آن ها را با چند جلسه آموزش دادن به سطحی مناسب برای کار رساند اما هرگز نمی‌توان ویژگی های ذاتی مانند: کنجکاوی و ظرافت در دیدگاه کاری را به آن‌ها آموخت.
  • بررسی مهارت های علمی: به طور حتم یکی از نیاز های اصلی برای استخدام یک حسابرس دانش شخصی او به شمار می‌رود. با اینکه دانش شخصی و میزان آشنایی شخص با مباحث پایه ای از اهمیت بالایی برخوردار است باز هم بسیاری از کسب وکارها شرکت های خرد و کلان ابتدا کار آموزانی با استعداد را استخدام کرده و بعد آن ها را راهی کلاس های حرفه ای این حرفه می‌کنند. پس می‌توان نتیجه گرفت کار حسابرسی و استخدام یک حسابرس داخلی بدون داشتن دانش امکان پذیر نیست اما اولویت موضوع باید بر توانایی های ذاتی و هوش شخص متمر کز باشد در غیر این صورت به احتمال زیاد شما بر روی شخص اشتباه سرمایه گذاری کرده اید.
بررسی حسابرسی بخش دولتی

بررسی ارزش حسابرسی داخلی بخش دولتی: بخش دوم

( بررسی ارزش حسابرسی داخلی بخش دولتی: بخش دوم ) موضوعی است که در قسمت قبلی همین مقاله تا حدودی آن را بررسی کردیم و در مقاله پیش روی شما به باقی این موضوع پرداخته و آن را تکمیل می کنیم.

در بخش گذشته همین مقاله به مواردی اشاره کردیم که در حسابرسی داخلی می‌تواند بسیار با اهمیت باشد. حسابرسی داخلی در بخش‌های دولتی قسمتی بسیار مهم و کاربردی بوده و نیاز دارد تا به دست متخصصان این رشته بررسی شود. ما در این مقاله به باقی مبحث بررسی ارزش حسابرسی داخلی در بخش دولتی می‌پردازیم تا بتوانیم هرچه بهتر نقش حسابرسی داخلی را در بخش‌های دولتی مشخص کنیم. با ما تا پایان این مقاله همراه باشید.

حسابرسی داخلی و ارتباط آن با نظام حاکم بر کشور.

از گذشته تا به امروز حسابرسی داخلی با حکومت و حاکمیت هر کشوری ارتباط تنگاتنگی داشته داشته ‌است. چرا که هر شرکت یا کسب‌ و کاری نیاز دارد تا به حاکمیت برای وضعیت‌های مالی خود گزارشی استاندارد و مشخص ارائه کند. دراین‌ میان نقش حسابرسی داخلی بسیار بااهمیت است.

همانگونه که صاحبان تمامی مشاغل از آن آگاه هستند، در پایان هر سال کاری، کسب‌وکارها موظف هستند مقدار مشخصی از مالیات کاری خود را به دولت ارائه دهند اما نقش حسابرس داخلی در این بخش بسیار پررنگ است. چراکه آن‌ها به بیشترین اسناد ممکن دسترسی داشته و میزان مالیات هر شرکت را مشخص می‌کنند. در این بخش، حسابرسای دولتی هم ازین قاعده جدا نبوده و آن‌ها در وظایف مهمی دارند.

حسابرسان حرفه‌ای و کمیته حسابرسی قدرتمند

هر سازمانی برای آنکه بتواند بخش‌های مالی خود را به‌درستی مدیریت کنند نیاز به یک حسابرس داخلی حرفه‌ای دارند دراین‌ میان دولت و حاکمیت هم برای اخذ مالیات‌های مدنظر خود نیاز دارند تا کمیته‌های حسابرسی مشخصی داشته باشند. دراین‌ میان باید توجه داشت که هرچه کمیته‌های حسابرسی دولتی و حسابرسی‌های داخلی شرکت‌های خصوصی قدرت‌مندتر باشند و افراد حاذق تری در آن‌ها فعالیت داشته باشند، به‌همین میزان هم می‌توان گفت که گزارش‌های مالی از استانداردهای بالاتری در حوزه‌های کاری مربوطه برخوردار هستند.

تمایل افراد برای رسیدن به قدرت در بخش های مختلف حاکمیت

ازآنجاکه افراد زیادی در صنایع مختلف از نظر مالی و موقعیت اجتماعی قدرتمند شده‌اند و توانسته‌اند در بازار پر رونق کسب‌وکارهای صنعتی یا تجاری دستی بر آتش داشته باشند، در نهایت برای رسیدن به جایگاه‌های حاکمیتی و دولتی هم تلاش بسیاری می‌کنند. این افراد به‌طور معمول تصمیم دارند تا در بخش‌هایی از حاکمیت هم نقش‌هایی اساسی ایفا کنند.

اما این‌موضوع هیچ تداخلی با روند حسابرسی‌های داخلی آن‌ها نخواهد داشت و آن‌ها هم موظف به پرداخت هزینه‌های مربوط به مالیات هستند.

تمایل برای قدرت بیشتر:

در سال‌های اخیر مدیریت بخش خصوصی تمایل بسیار زیادی داشته تا بتواند در بخش‌های دولتی هم فعالیت‌های گسترده‌ای داشته باشد و این به معنی آن است که فرآیند حسابرسی‌های داخلی نیاز بیشتری به افراد حاذق و حرفه‌ای دارد.

چراکه این روند روبه‌رشد علاقه افراد و مدیران خصوصی به بدست آوردن پست‌های حکومتی درنهایت می‌تواند منجر به شفاف نبودن مسائل مالی هر دو سازمان شود (مدیریت بخش دولتی و خصوصی). ازاین ‌رو کمیته‌های حسابرسی خارجی می‌توانند بهترین گره‌گشای این‌موضوع باشد. کمیته حسابرسی خارجی با استخدام افراد بیرونی و حرفه ای شروع به فعالیت کرده و بررسی می‌کنند که هر شرکت تا چه حدی تخلفات مالیاتی داشته است یا خیر.

دلیل این کار را می توان به داشتن مدیریت مشترک فردی خاص در هر دو حوزه نسبت داد.

انتخاب کمیته‌های حسابرسی داخلی برای بررسی پرونده‌های دولتی و خصوصی

انتخاب کمیته‌های حسابرسی داخلی برای بررسی پرونده‌های دولتی و خصوصی

همان‌طور که گفته شد تمایل بخش خصوصی برای فعالیت در نهادهای دولتی به‌صورت روزافزونی با گسترش همراه است.

دراین‌میان کمیته‌های حسابرسی استخدام‌شده باید افرادی خبره و بدون طرف باشند در غیر این صورت گزارش‌های مالی دچار مشکلات عدیده‌ای می‌شود. اگر افرادی که در بخش خصوصی فعالیت دارند و به سمتی در بخش حاکمیت رسیده‌اند بتوانند بر اسناد و مدارک مالی شرکت‌ها تاثیرگذار باشند، بدون‌شک روند حسابرسی داخلی دچار مشکل شده و به ‌صورت مناسبی دارای شفافیت نخواهد بود. در چنین شرایطی وظیفه کمیته حسابرسان داخلی یا مستقل نقش پررنگ‌تری ایفا می‌کنند آن‌ها باید گره از این ماجرا برداشته و به شفاف‌سازی اسناد و مدارک مالی بپردازند و متخلفان را به مدیران ارشد معرفی کنند.

تمایل نداشتن حسابرسان داخلی برای استخدام حسابرسان خارجی

در چنین مواردی بیشتر حسابرسان داخلی تمایلی به استخدام و جذب نیروهای حسابرسی خارجی (مستقل) ندارند چراکه با آمدن آن‌ها درحقیقت بخش حسابرسی داخلی دچار چالش‌های احتمالی می‌شوند. در حقیقت حسابرسان داخلی حسابرسان خارجی را نوعی مزاحم در کار خود تصور می‌کنند .

با تمامی این تفاسیر باید در نظر داشت که وجود کمیته حسابرسی خارجی یا حسابرسان خارجی و نظارت آن‌ها بر حسابرسان داخلی در بسیاری از شرکت‌ها مهم و ضروری است مخصوصاً شرکت‌هایی که دارای سهام‌داران زیاد و سرمایه‌گذاران بسیاری است. هرچه شرکت دارای وسعت بیشتری از نظر مالی و اوراق مهم باشد به همان میزان هم وجود حسابرسان داخلی و البته حسابرسان خارجی اهمیت دارد.

هزینه‌های حسابرسی معمولاً در شرکت‌های مدیرانی که در بخش خصوصی فعالیت دارند و سررشته ای از حکومت هم در اختیار دارند بالاتر است. چراکه کمیته‌های حسابرسی باید به بررسی اسناد ارائه ‌شده از طرفین حسابرسان داخلی و مدیران آن‌ها حساسیت به خرج داده و آن‌ها را به‌صورت دقیقی بررسی کنند.

امتیازها و ویژگی‌های مثبت حسابرسی داخلی در بخش دولتی

حسابرسی مزایای مستقیمی برای ذی‌نفعان هر شرکت یا سازمان دولتی دارد و هم چنین تأثیراتی زیادی را می‌تواند بر روی روند کاری سازمان گذاشته و به اعتبار آن تا حد زیادی اضافه کند. دراین‌میان حسابرسی داخلی نه‌تنها برای بررسی موارد مالی و اعتبار بخشیدن به سرمایه‌گذاری در شرکت‌ها بلکه برای منافع سیاسی هم بسیار مهم است. انگیزه‌های حسابرسی در شرکت‌های دولتی می‌تواند حتی به شکل سیاسی هم باشند.

نظر حسابرسان برای بررسی اسناد دولتی یا اسناد شرکت‌های خصوصی

بسیاری از حسابرسان ترجیح می‌دهند حسابرسی شرکت‌های خصوصی را برعهده داشته باشند تا حسابرسی داخلی شرکت‌های بزرگ و دولتی. حتی بسیاری از آن‌ها ترجیح نمی‌دهند در کمیته‌های حسابرسی برای بخش دولتی کار کنند و دلیل آن‌هم پیچیدگی‌های نامشخصی است که در بخش‌های دولتی کشور ما ایران وجود دارد.

در بخش خصوصی شما به‌عنوان یک حسابرس موظف هستید تا بدون در نظر گرفتن سیاست‌های کلی کاری به‌صورت کامل به شفاف‌سازی موارد ارائه‌شده از طرف حسابرس داخلی شرکت پرداخته و در صورت تخلف آن‌ها را به مدیران ارشد گزارش دهید. اما در بخش دولتی این‌گونه نیست، در بسیاری از موارد شما باید بخشی از اطلاعات مهم را افشا نکرده باقی گذاشته و یا فقط به یک یا دو مدیر اصلی آن‌ها را گزارش دهید.

نکته ای که در مورد این‌موضوع باید گفت آن است که بخش خصوصی درحقیقت دست یک حسابرس داخلی را بیشتر باز گذاشته و آن‌ها گستره فعالیت بیشتری در این زمینه دارند اما در بخش دولتی این امکان وجود ندارد و شخص باید بدون چون‌وچرا فقط و فقط به مدیران ارشد گزارش های خود را ارائه دهد. درصورتی‌که وظیفه حسابرسان داخلی شفاف‌سازی اسناد و مدارک بدون در نظر گرفتن نفع ذی‌نفعان مربوطه است.

نکته:

البته لازم به ذکر است که در تمام بخش‌های دولتی چنین مواردی وجود ندارد. اما بازهم به‌عنوان یک چالش احتمالی در زندگی یک حسابرس داخلی این موارد بسیار تاثیرگذار هستند و می‌توانند فعالیت وی را مختل کنند.

مبارزه با فساد در حسابرسی داخلی

مبارزه با فساد در حسابرسی داخلی شرکت‌های خصوصی و تفاوت آن با شرکت‌های دولتی

در بخش خصوصی اولین و آخرین وظیفه یک حسابرس داخلی بررسی دقیق اسناد و گزارش‌های مختلف است که باید به آن‌ها رسیدگی کرده و در مورد صحت آن‌ها به‌طور کامل تحقیق کند. اما این‌موضوع در بخش دولتی کمی دچار چالش است چراکه برخی از شفاف‌سازی‌ها با استراتژی‌های طولانی‌مدت یا کوتاه‌مدت شرکت‌های دولتی همخوانی نداشته و به‌همین دلیل حسابرس داخلی نمی‌تواند به‌صورت کامل افشاگری مناسبی درمورد مسائل مالی داشته باشد. البته این‌موضوع رابطه مستقیمی با مدیریت و استراتژی‌های کلان شرکت یا سازمان دولتی دارد.

اما در نهایت می‌توان گفت که حسابرسی داخلی در شرکت‌های خصوصی کار بسیار راحت‌تر و کم چالش تری نسبت‌به حسابرسی بخش‌های دولتی است. چراکه روندهای حسابرسی داخلی خصوصی بسیار شفاف‌تر و واضح‌تر هستند و دایره وظایف حسابرس داخلی در این‌گونه شرکت‌ها بسیار واضح است. درصورتی‌که همین روند در حسابرسی داخلی دولتی بسیار پیچیده بوده و ممکن است از قوانینی تبعیت کنند که حسابرسی داخلی از آن‌ها مطلع نباشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ترازنامۀ مالیاتی بخش دوم

همه چیز دربارۀ ترازنامه مالیاتی

همه چیز دربارۀ ترازنامۀ مالیاتی باید مورد بررسی و تحقیق قرار بگیرد. چرا که یک حسابرس داخلی موفق وظیفه دارد به صورت کامل بر موضوع و عملکرد ترازنامه مالیاتی اشراف داشته باشد.

مدت زمان مطالعه این مقاله ۴ دقیقه

ترازنامه مالیاتی چیست؟

ما در این مقاله سعی داریم به بررسی ترازنامه مالیاتی پرداخته و آن را از منظرهای گوناگونی مورد بررسی قرار دهیم. به یاد داشته باشید که ترازنامۀ مالیاتی و شناخت آن برای حسابرسان داخلی اهمیت زیادی دارد. شاید بیشتری کسانی که با ترازنامه‌های مالیاتی سرو کار دارند حسابرسان داخلی و مسئولان مالیاتی هستند.

در هر صورت افرادی که به کارحسابرسی داخلی و یا خارجی علاقه دارند باید در مورد ترازنامه‌های مالیاتی اطلاعاتی داشته باشند. ما در دو مقالۀ مجزا به بررسی کامل ترازنامۀ مالیاتی پرداخته و آن را تشریح می‌کنیم. با ما تا پایان این مقاله همراه باشید.   (بخش اول)

ترازنامه:

صورت وضعیت مالی یا ترازنامه نشانگر تمامی دارایی‌ها، صورت‌های بدهی و حقوق افراد یک سازمان است که در پایان هر دورۀ خاصی مورد بررسی قرار می‌گیرد.  با ترازنامه مشخص می‌شود که هر فرد چه میزان سهم در سازمان دارد. همچنین ترازنامه معیین کنندۀ میزان درآمد‌ها و بدهی بوده و در حقیقت نشانگر تمامی تعهدات زمان بندی شدۀ شرکت یا سازمان می‌باشد.

دو ستون اصلی در ترازنامه:

ترازنامه دارای دو دستۀ جداگانه بوده و هر دو ستون یا دسته باید با یک دیگر توازن داشته باشند. در ستون اول تمامی دارایی‌های شرکت جای گرفته و در بخش دوم یا ستون دوم تمامی بدهی‌ها و البته حقوق سهام داران قرار دارد.

نکته :

در این بخش باید ذکر کنیم که ترازنامه میزان دقیق دارایی شرکت‌ها یا سازمان‌ها را مشخص می‌کند. این دارایی سنجی با کسر تمامی هزینه‌ها و البته سهام‌ها صورت می‌گیرد.

 

ترازنامه و ارزش واقعی کسب و کار شما:

این روند (ترازنامه مالیاتی) به شما در درصد بندی دقیق سود کسب و کارتان کمک زیادی می‌کند. برای بدست آوردن این میزان از ارزش کسب و کار می‌توانید به فرمول زیر عمل کنید.

بدهی – دارایی = حقوق صاحبان سهام

طبقه بندی اقلام در ترازنامه ها:

ترازنامه باید در دوره‌های خاص زمانی تشکیل شود. به یاد داشته باشید در این روند باید دسته بندی‌های مربوط به هم در یک راستا قرار بگیرند تا بتوان از آن‌ها نتیجه گیری راحت تری کرد. برای مثال: دارایی‌ها و بدهی‌های سازمان دو مقولۀ مرتب به یکدیگر هستند پس باید در گروه بندی آن‎ها در هنگام ترازنامه دقت عمل انجام شود. بخش‌های اصلی ترازنامه عبارت اند از:

  • دارایی‌ها
  • بدهی‌ها
  • حقوق صاحبان سرمایه

تفکیک و مشخص کردن این سه مورد در ترازنامه موجب می‌شود افراد سرمایه گذار اطلاعات دقیق تری نسب به موارد گفته شده داشته باشند و میزان سود دهی کسب و کار مورد نظر را برای سرمایه گذاری رصد کنند.

 

اطلاعات مربوط به دارایی:

دارایی ها در ترازنامه مالیاتی شامل تمامی اموال و پول نقدهایی می‌شوند که شرکت به صورت کامل یا به صورت اوراق در اختیار دارد.

نکته: دارایی‌ها در ترازنامه به دو دسته تقسیم می شوند این دو دسته عبارت اند از:

نکته: دارایی‌ها در ترازنامه به دو دسته تقسیم می شوند این دو دسته عبارت اند از:

  • دارایی‌های جاری
  • دارایی‌های غیر جاری

در این بخش می‌خواهیم به بررسی دارایی‌های جاری بپردازیم:

پول نقد :  شامل تمامی پول‌های نقد سازمان و البته موجودی حساب‌های کوتاه مدت است که در صورت نیاز می‌توان آن‌ها را به سرعت برداشت کرد.

اوراق بهادر : سهام‌ها، اوراق قرضه و هر گونه اوراق دیگری که برای سرمایه گذاری مورد استفاده قرار می گیرند در این دسته قرار دارد. بهتر است بگوییم هر گونه سندی که بتوان با آن معامله کرد (سهام یا اوراق) شامل این جریان می‌شوند.

فهرست موجودی : مواد اولیه، محصول در حال تولید و محصولات تولید شده و آماده شده برای فروش در این دسته قرار دارند.

پیش پرداخت : مبالغی که برای بیمه یا سایر هزینه‌ها که باید در عرض یک سال پرداخت شوند پیش پرداخت به شمار می‌روند.

این موارد بخشی از قسمت‌های مهم ترازنامه مالیاتی است.

دارایی های غیر جاری شامل :

 

اموال مشهود : شاید برای شما هم این پرسش وجود داشته باشد که چرا در بسیاری از شرکت‌ها بر روی تمامی اموال کد گذاری شده یا اسم سازمان یا نهاد حک شده است. این موضوع برای ثبت تمامی اموال سازمان انجام می‌گیرد. در حقیقت اموال مشهود به تمامی ابزارآلات، ماشین‌آلات و حتی وسایلی خردی مانند صندلی و میز گفته می‌شود که قابل رویت و مشاهده است.

 

اموال نا مشهود: اموال نا مشهود هم در دستۀ دارایی‌های شرکت قرار دارند اما جلوۀ بصری مانند اموال مشهود نداشته و به سند‌ها یا نام تجاری (البته اعتبار این موارد) اموال نامشهود گفته می‌شود.

پایان بخش (اول)

استفاده از حسابرس داخلی

آیا می توان از حسابرسان داخلی برای کمک مستقیم به حسابرس خارجی برای اهداف حسابرسی استفاده کرد؟

آیا می توان از حسابرسان داخلی برای کمک مستقیم به حسابرس خارجی برای اهداف حسابرسی استفاده کرد؟ این پرسشی بود که در مقالۀ قبلی مورد توضیح قرار گرفت. این مقاله بخش دوم و تکمیلی مقالۀ قبلی بوده و آن را کامل می‌کند. (بخش دوم)

ارزیابی سطح صلاحیت حسابرسان داخلی

صلاحیت عملکرد ممیزی داخلی درصورتی که بتوان اثبات کرد که عملکرد به طور کلی در سطح مورد نیاز کار می‌کند امکان پذیر می‌باشد. باید در نظر داشته باشید که هر چه کار حسابرس داخلی با دقت و موشکافی بیشتری صورت بگیرد احتمال استفاده از آن بیشتر است.

نکاتی که باید در ارزیابی یک حسابرس داخلی مورد توجه قرار بگیرد.

ارزیابی فوق در مورد عینیت و صلاحیت حسابرسان داخلی نباید برای داوطلبان جدید باشد این موضوع مغایر با قوانین کمک مستقیم حسابرسی داخلی به حسابرس خارجی به شمار می‌رود. زیرا مبنای هرگونه ارزیابی توسط حسابرس خارجی هنگام تعیین اینکه آیا می‌توان به کار حسابرسان داخلی اعتماد کرد یا خیر متفاوت است. حسابرس خارجی باید در نظر داشته باشد که ارزیابی صلاحیت و عینیت از اهمیت یکسانی برخوردار است و باید به صورت جداگانه و به طور کامل ارزیابی افراد انجام شود.

به عنوان مثال:

اگر حسابرسان داخلی به صلاحیت صحیح تشخیص داده شوند اما حسابرس خارجی تهدیدهای مهم برای عینیت کار را شناسایی کند بعید است بتواند از حسابرسان داخلی برای کمک مستقیم استفاده کند و این موضوع حالتی عکس هم دارد.

چه عواملی را می توان به حسابرسان داخلی که مستقیماً کمک می کنند اختصاص داد؟

چه عواملی را می توان به حسابرسان داخلی که مستقیماً کمک می کنند اختصاص داد؟

پس از ارزیابی دقیق موارد گفته شده اگر حسابرس خارجی تشخیص دهد که حسابرسان داخلی می‌توانند برای کمک مستقیم به اهداف حسابرسی استفاده شوند، تصمیم‌های بعدی در مورد آن‌ها گرفته می‌شود. استفاده از کمک حسابرسان داخلی موضوعی بسیار مهم و حیاتی به شمار می‌رود.

قضاوت حرفه ای:

این موضوعی است که حسابرسان را ملزم به اعمال قضاوت حرفه ای می‌کند. چرا که استفاده گسترده از کمک مستقیم می تواند بر درک استقلال حسابرسان خارجی تأثیر بگذارد. به حسابرس خارجی توصیه می شود در تعیین چنین مواردی فاکتورهای مهم گفته شده را به صورت کاملاً دقیق در نظر بگیرد.

در این میان موارد دیگری هم وجود دارد:

حسابرس خارجی هنگام تعیین اینکه آیا حسابرسان داخلی می‌توانند در مرحله اول مستقیماً کمک کنند یا خیر باید شواهد زیادی بدست آورند. هرچه شواهد در مورد عینیت و صلاحیت حسابرسان داخلی قانع کننده تر نباشد، ماهیت و میزان کار قابل تعیین محدودتر خواهد بود.

مثال:

به عنوان نقطه شروع، حسابرس خارجی باید میزان قضاوت مورد نیاز در برنامه ریزی و انجام رویه‌های حسابرسی مربوطه را معیار اصلی ارزیابی شواهد حسابرسی قرار دهد. هر چه این اطلاعات صحت و کارایی بهتری داشته باشند میزان اعتماد حسابرس خارجی هم افزایش پیدا می‌کند

نکته: ارزیابی کفایت افشاگری در صورتهای مالی و سایر مواردی که گزارش حسابرس را تحت تأثیر قرار می دهد.

حسابرس خارجی برای استفاده از کمک مستقیم حسابرس داخلی خطر ارزیابی اشتباه و تحریف را هم در نظر می گیرد. هرچه ریسک ارزیابی شده بیشتر باشد ، ماهیت و میزان کاری که باید به حسابرسان داخلی اختصاص یابد هم محدودتر در نظر گرفته می‌شود. اگر خطر تحریف بااهمیت چیزی غیر از میزان کم اشتباه در نظر گرفته شود ، قضاوت بیشتری باید در این امر انجام شده و اقناع بیشتر شواهد حسابرسی مورد نیاز است. ارزیابی یکی از مهم ترین بخش‌های  (کمک مستقیم حسابرس داخلی) به شمار می‌رود.

نتیجه گیری این بخش:

بنابراین، در این شرایط ، به منظور کاهش ریسک حسابرسی به سطح قابل قبولی انتظار می‌رود که حسابرس خارجی مجبور باشد مراحل بیشتری را مستقیماً انجام دهد و در موارد محدودی از کمک حسابرس خارجی استفاه کند.

بررسی تقلب:

حسابرسی خارجی باید حسابرسان داخلی را از فیلترهای زیادی برای اطمینان داشتن به آن‌ها عبور دهد. بررسی سوابق کار، بررسی اسناد ارائه شده از آن‌ها در شرکت یا سازمان و در نهایت نکاتی که در بخش‌های بالا گفتیم می‌توانند مانند یک فیلتر برای صلاحیت کاری این افراد در نظر گرفته شوند.

جمع بندی (کمک مستقیم از حسابرس داخلی)

کمک مستقیم حسابرس داخلی از طرف دیگر باید در هنگام کمک گرفتن از یک حسابرس داخلی به موضوعی دیگر هم توجه داشت. باید بررسی شود که آیا حسابرس خارجی به اندازه کافی در اموری که به او واگذار کرده اید اشراف دارد یا خیر؟ بهتر است تقسیم وظایف یا برون سپاری حسابرسی خارجی به شکلی کامل باشد تا حسابرس خارجی بتواند بر تمامی مطالب کلیدی و اصلی اثرگذار بوده و بر کار حسابرس داخلی نظارت کند.