نکات مهم کسب مهارت مدیران چیست؟

نکات مهم برای کسب مهارت مدیران،سازمانها استراتژیهایی میچینند که بتوانند با آن شرکت خود را به سمت آینده سوق دهند.

طی این برنامه ها کارکنان دارای پتانسیل خود را با موقعیت های مناسب مدیریتی بررسی کرده یا کارکنان با استعداد را به لیست پرسنلش اضافه میکند، یا اینکه برای حفظ آنها برنامه های کاربردی خود برای مدیریت شغل و اجرا، متناسب با متدی که مدام در حال تغییر است، ارتقا میدهد.

نکات مهم برای کسب مهارت مدیران: خصوصیات لیدر خوب چیست؟

نکات مهم برای کسب مهارت مدیران: سازمانها از کدام یک از مدیران دست نمیکشند؟

نکات مهم برای کسب مهارت مدیران: آیا حاضر هستیم تا برای دستیابی به فرصت و امکان پیشرفت، با بازخوردهای منفی مربوط به خودمان رودررو شویم؟

” آموزش همراه با کنجکاوی و اشتیاق با تمرکز بر اهداف”

نکات مهم برای کسب مهارت مدیران چیست؟ آخرین سفر خود با تاکسی را به خاطر بیاورید. چقدر با راننده تاکسی ارتباط گرفتید؟ به خارج از کشور رفتید. یک سفر با برنامه کاری بسیار سنگین و یا یک سفر سیاحتی جالبی را گذراندید. در حین سفر با قطار یا هواپیما چه میکنید؟ میخوابید. چرا؟ هدف مقصد است. مسافت میان مبدا تا شهر مقصد را اصلا دیده اید؟

خیلی ها با فراموش کردن راه و لذت راه، با تمرکز کردن روی هدف به سمت جلو میروند. این اهداف رفته رفته برای ما محدودتر میشوند. هدف سلفی گرفتن در شهر مقصد و بعد از انجام اینکار، روی آن تیک زده و ادامه میدهیم. خوب، چیزهایی که در این میان از دست داده اید چه؟ کارهایی که میتوانستیم در این بین انجام دهیم؟ در زندگی به چه چیزهایی علاقه دارید؟ درمورد چه چیزهایی کنجکاو هستید؟

یک سوال واضح. آیا موضوعی وجود دارد که با خود بگویید باید هرچه در مورد آن چاپ میشود را بخوانم و سعی کنید کتابهایی که در این مورد نوشته شده را پیدا کنید، اشتراک مجله ها را بگیرید، گفتگوها را دنبال کنید و در شبکه های مختلف مستندات آن را پیگیری کنید؟ آیا موضوعی در زندگی شما وجود دارد که بدون اینکه عنوانش اهمیت داشته باشد جزو اشتیاق های شما باشد؟

مدیر ارشد اجرایی مایکروسافت سایتا نادللا میگوید:

نکات مهم برای کسب مهارت مدیران چیست؟ “به رغم انبوه کتابهای موجود در خانه و دفتر، بازهم وقتی به یک کتابفروشی یا فروشگاه مجازی کتاب میروم و در رابطه با آن موضوعات کتابی میبینم، نمیتوانم نخرم. چند صفحه را ورق میزنم و آن کتاب هم در بین انبوه کتابان دیگر جا میگیرد.

برای بسیاری از آموزشهای آنلاین بدون اینکه بدانم چند وقت میتوانم آنها را دنبال کنم، ثبت نام میکنم. معمولا بعد از اینکه چند آموزش را گوش کردم، نمیتوانم آن را به پایان برسانم اما نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم. چون شور و اشتیاق دارم. این شور و کنجکاوی، این آتش ما را زنده نگه میدارد، زیرا اگر این اشتیاق را درون خود نداشته باشید، به مرور کنجکاوی‌ای که نسبت به خود دارید را هم از دست خواهید داد.

اما اگر این شور را در خود دارید، خواسته یا ناخواسته بعدا از یک جایی امواج نور را به سمت خود خواهید کشید و ” شروع به پرسیدن این سوال از خود خواهید کرد؛ خوب الان شبیه چه هستم؟ چه کار متفاوتی میتوانم انجام دهم؟ چه کاری را بهتر میتوانم انجام بدهم؟”

” رویارویی و دریافت بازخورد”

جایی که میتوانید پاسخ این سوال را بیابید، آنطرف میزی‌ها و یا کسانی هستند که در طرف دیگر اتاق نشسته اند. آنگاه برای دریافت بازخورد شروع به برقراری ارتباط با افراد

دیگر حاضر در اتاق، و یا افراد آنسوی میز میکنید.” آخرین بار در مورد خود از چه کسی بازخورد خواستید؟ از چه کسی پرسیدید؟ از مدیرتان؟ بطور خاص نزد چه کسی رفته و در مورد خودتان از وی سوال پرسیدید؟ آیا پرسیدید که چه کاری را میتوانید متفاوت از دیگران انجام دهید ویا اینکه کدام کار را میتوانید بهتر یا بدتر انجام دهید؟

گاهی دریافت بازخورد برای یک تیم از سمت مقابل سخت میشود. چرا؟به دلیل اینکه ذهن بسیاری از اوقات، بدون اینکه پیش رویش را ببیند، به فهرستها و نمودارها نگاه میکند و در لحظه تصمیم میگیرد. بنابراین شما نسبت به آخرین کاری که انجام داده‌اید بازخورد نمیگیرید، بلکه کسی که شما را میشناسد با تکیه بر فهرست چندساله ی شما بازخورد میدهد.

آیا من کارم را به درستی انجام میدهم؟ کارتان عالی ست. واقعا عالی کار میکنید.

اما سوال را اینگونه بپرسیم: ماه گذشته، چه روزی از دیدن من بسیار خوشحال شدید و کدام روز آرزو کردید که کاش من را نمی دیدید؟ این سوال هم یک جواب دارد. آیا برای رویارویی با این پاسخ آماده اید؟ با اینکه میدانیم و باور داریم که فوق العاده هستیم

موزه واسا استکهلم

برای درک عبارت ” رویارویی “ صدها سال به عقب برگردیم. موزه واسا یکی از سه مکانی است که حتما باید در استکهلم از آن بازدید شود و هنگامی که به استکهلم بروید، قبل از هرچیز شما را به آن موزه میبرند.  خاندان واسا، سالهای متمادی بر سوئد حکمرانی کردند. در قرن سیزدهم پادشاه خاندان واسا، معماران، مهندسین و انسانهای با استعداد را دور یک میز جمع میکند.

در طرف دیگر هم با کفایت ترین افراد نیروی دریایی را جمع کرده و خطاب به آنها میگوید: “در دریای شمال جنگ برپاست. من باید در این جنگ ها پیروز شوم. میخواهم بزرگترین کشتی جنگی تاریخ تا به امروز را در کوتاهترین زمان ممکن بسازید.” واقعا هم در مدت زمان رکوردی بزرگترین کشتی جنگی که تاریخ تا آن زمان به خود دیده بود ساخته میشود.

برای اولین بار در تاریخ یک کشتی جنگی با دو عرشه ی پرتاپ توپ ساخته میشود. در بندر استکهلم مراسم به آب انداختن کشتی برگزار میشود. 300 نفر از قابلترین افراد نیروی دریایی سوئدی سوار کشتی میشوند.

کشتی به آب انداخته میشود و بادبانها را باز کرده و به قصد شرکت در جنگهای دریای شمال به راه می افتد. با اولین توفان، کشتی قبل از اینکه حتی 20 مایل حرکت کرده باشد وارونه میشود و به همراه 300 نفر غرق میگردد. هیچ کس نجات پیدا نمیکند. آنقدر سریع غرق میشود که هیچ چیزی در کشتی خراب نمیشود.

شاه سوئد چه میکند؟ شاه سوئد همان تیم را دوباره در سالن جمع میکند و میگوید: “آنکه غرق شد را دیدید، بی زحمت آن که میتواند روی آب حرکت کند را بسازید.” و از همان تیم میخواهد دوباره یک کشتی بسازند. همان تیم، همان کشتی را اینبار طوری میسازند که بتواند روی آب حرکت کند. کشتی به محل جنگ دریای شمال میرود. سوئد پیروز میشود و جنگ را میبرد.

داستان اینجا تمام میشود اما بعد از 600-700 سال، در دهه 1900 جای کشتی در استکهلم شناسایی میشود.  چون تکنولوژی در آن زمان خیلی پیشرفته نبوده تنها محل آن شناسایی میشود. با پیشرفت تکنولوژی در اواخر دهه 1900 اسکلت کشتی بصورت یکپارچه از آب بیرون کشیده میشود. کشتی بصورت یکپارچه به بندری که از آن عازم شده بود برگردانده میشود. چهارطرف و سقف آن پوشیده میشود و نام موزه واسا را به آن میدهند. نام کشتی هم بواسطه خاندان سلطنتی واسا بود. 

هرکسی از هرکجای دنیا که به سوئد برود، ابتدا می بیند که سوئد چه کاری را نتوانسته انجام دهد. این قدرت رویارویی را میبینید؟ در کتابهای تاریخی ما حرفی از شکستهایمان نیست و از روی حوادث تاریخی رد می شویم . 

 

 

نکات مهم کسب مهارت مدیران چیست؟

و حالا قدرت رویارویی و مواجهه ما را ببینید. “به همین دلیل است که بازخورد خواستن اهمیت دارد و این واکنشی ست که در خمیره ما وجود ندارد. اما هنگامی که بازخورد خواستن را شروع کنید، محیط و فرصت های پیشرفت را می بینید. کسی سعی میکند آینه ای در برابرمان بگذارد.”

اینکه نخواهیم بازخورد بگیریم دلیل دیگری نیز دارد. ما هم بازخورد خواستن و هم بازخورد دادن را با انگیزه ی تغییر کردن و تغییر دادن انجام میدهیم. به فرد مقابلمان از رفتاری که آن را دوست نداریم میگوییم تا دوباره آن را تکرار نکند. 

در آموزشهای خلبانی هواپیماهای جنگی آمریکا عموما چنین راهی وجود دارد. خلبانی که روی هوا در حال پرواز است، روی زمین همسر و یا دستیاری دارد. از نظر رتبه و درجه، آن دستیار در درجه پایین تری قرار دارد.

بعد از اتمام پرواز با دستیاری که او را هم از روی تابلوهای پیش رویش و هم با چشم غیر مسلح مشاهده کرده، قبل از اینکه حتی لباس پروازش را دربیاورد به اتاقی میروند. دستیاری که روی زمین بود با جملاتی چون “زود برگشتی، دیر بلند شدی، مگر مانع جلویت را ندیدی؟ چرا به زاویه دقت نمیکنی؟”، خلبان را به باد شدید انتقاد میگیرد.

باز هم به جغرافیای خودمان برمیگردیم. “خلبان ما در هوا چه میکند؟ اصلا به این هواپیما نمیرسند، هواپیمای جلویی به موقع فرود نیامد، به من ربطی ندارد، من نمیدانم کسی به من نگفت…”

خلبان آمریکایی چه میکند؟ “ممنونم، دفعه بعد متفاوتتر خواهم بود.” نه عذرخواهی و نه توجیه. توانایی انجام این کار هم جسارت میخواهد. جایی که بتوانیم این کار را انجام دهیم وارد راهی مهم میشویم.  اگر با هر بازخوردی که به ما داده میشد، راهمان را عوض میکردیم، زندگی ما روی یک مسیر زیگزاگ پیش میرفت.

نکات مهم کسب مهارت مدیران چیست؟

“پتانسیلی که رهبران موفق دارند”

  • کنجکاوی، با شور و اشتیاق و یاد گرفتن کامل یک موضوع تا آخر آن
  • سعی در برقراری ارتباط 360 درجه ای و همه جانبه با همه افراد و بخشها.
  • سعی برای تبدیل همه داده هایی که از منابع مختلف بدست آمده به آموزش، و سپس تبدیل آنها به تغییرات رفتاری.           
  •  اقتدار و مصمم در این مسیر.

این چهارگانه، فرمول پایه و تکیه گاهی ست که مدیران و رهبران برای ارتقای پتانسیل هایشان نیاز به استفاده از آن دارند.

مدیرانی که بیشتر از این پایه و تکیه گاه استفاده میکنند، چون بیشتر خودشان را شناخته اند، کمتر خود را به زحمت میاندازند و سعی میکنند برای ارتقای خودشان به سمت جلو حرکت کنند.

بنابراین آنچه می خواهیم با شما درمیان بگذارم این است که برای ارتقای پتانسیل مدیران

  • هرچقدر چهارگانه های فوق بیشتر استفاده کنید، و آنها را بکار بیاندازید،
  • هرچه بیشتر در مورد خودتان بازخورد بخواهید،
  • هرچه بازخورد ها را بیشتر به درس تبدیل کنید
  • و این درس ها را به تغییرات رفتاری مبدل سازید، مهارتها و استعدادهای اطرافتان هم به سمت شما کشیده خواهند شد.